90مىفرمايد:
« كسى كه قرآن را با مهارت بنويسد با بزرگان و ابرارِ از نويسندگان قرآن محشور خواهد گرديد، و كسى كه قرآن را با لرزش و لكنت زبان مىخواند و بر او سخت و دشوار مىباشد، خداوند به وى دو پاداش خواهد داد 1».
« كسى كه حرفى از كتاب خدا را بخواند به او يك «حَسنه» پاداش داده خواهد شد، حَسنهاى كه ده برابر امثالش داراى ارزش مىباشد...نمىگويم «الم» يك حرف مىباشد لكن مىگويم الف يك حرف، و لام حرفى ديگر، و ميم حرف سوّم است 2!»
و گذشته از اين همه... آرمان و اميدان اين است كه خداوند براى نقطۀ پايانى اين « امّت »، فضيلتها، برتريها و كرامتهايى را ذخيره كرده باشد كه به فضل و عظمت نقطۀ نخستين اين « امّت »، اضافه گردند... به وسيلۀ اين قرآن گوشهاى كر و ناشنوا، چشمهاى كور و نابينا، و قلبهاى بسته و قفل شدهاى را بازگرداند... و مردم را با نور هدايتهاى قرآنى از گمراهى و ضلالت نجات بخشيده و ايشان را از پيروى توطئههاى شيطانى به گام نهادن در صراط مستقيم رهنمون و بسيج فرمايد كه خود در كتاب عزيزش خطاب به پيامبر گرامى (ص) اينچنين فرموده است:
«وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ* وَ إِنَّ الَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرٰاطِ لَنٰاكِبُونَ 3»؛ « وبىگمان تو ايشان را به راه راست مىخوانى، و بدون ترديد آنها كه به آخرت ايمان نمىآورند، از راه (مستقيم) عدول كردهاند »
و نيز بدين آرزو كه آرمانها و مسائل كشف نشده، به دست افرادى از امّت اسلامى آخرالزّمان، برآورده و مكشوف گردد 4، امورى كه خداوند آنها را از امّت نخستين اسلام پنهان نگاه داشت... و چه بسا همان فصل امتيازى را كه ما در عمق وجدانهاى خويش ميان بيان خداوند سبحان و بيان بندگانش از جنس بشر مىيابيم، هنوز مخفى و پنهان باشد.
«B فَلِلّٰهِ الْحُجَّةُ الْبٰالِغَةُ فَلَوْ شٰاءَ لَهَدٰاكُمْ أَجْمَعِينَ » بگو حجّت بالغه از آن پروردگار است، پس اگر مىخواست تمامى شما را هدايت مىنمود...