68ايشان عينيّت يافت، از ديد من مخفى نماند، و هر آنچه را كه احساس نموده و يافتند، شنيدند و ادراك نمودند... و آنچه قياس نموده و يا بهطور عينى مشاهده كردند و بالاخره هيچ چيز از آنچه در اين سرزمين كه در تاريخ، به نام « جزيرۀ العرب» معروف است و زندهگان با آن زنده بودند، (از طريق بررسى شعر جاهلى) از من پنهان نماند.
آنچه را من از « خصائص و صفات شعر جاهلى » بدانها دست يازيدم، براى هركس كه براى چنين شناختى ابزار و عوامل متناسب را، منهاى هر گونه خلط و اشتباه، سستى و افسردگى ، در استخدام خويش درآورد، امكان پذير است و اين « شناخت » نخستين گام در مسير بررسى « شعر جاهلىِ » اهل جاهليّت بهشمار مىرود، از آن جهت كه ما از اين راه امكان مىيابيم تا خصائص منحصر به فرد و ممتاز اين شعر را از هر شعرى كه پس از آن (از اشعار اهل اسلام) پديد آمده است، اندريابيم، پس اگر اين صحيح باشد (كه در نزد من بدون هيچگونه ترديدى صحيح است)، لازم است تا اين شعر مورد كنكاش و بررسى دقيق قرار گيرد... بررسى و پژوهش عميق و ريشهدارى كه در آن:
اوّلاً - قدرت بيان و نيروى تكلّمى كه اعراب عصر جاهليّت را از امّتهايى كه پس از آنها پديد آمدند، ممتاز مىسازد، مورد توجّه و عنايت مجدّانه قرار گيرد.
ثانياً - اقسام كلام و انواع بيان گوناگون و متفاوتى كه توانايى لغت و زبان اهل جاهليّت آنها را دربر گرفته و بنيۀ حمل و ارائۀ آن را دارد، استنباط شود...
بنابراين هرگاه كه مراتب مزبور براى ما به مرحلۀ اتمام و اكمال رسيد، در اين هنگام به اين مرحله نزديك خواهيم شد و امكان مىيابيم تا در قرآنى كه « بيان » آن ايشان را ناتوان و عاجز ساخت، خصيصههاى اين « بيان » مفارق و ممتاز از « بيان بشر » را رسيدگى نموده و در معرض كاوش و تحقيق قرار دهيم...
در اينجا يادآورى يك مسئلۀ خطير و مهم، ضرورى بهنظر مىرسد كه گمان نرود موضع پژوهش در « شعر جاهلى » عبارت است از موقف و شأن معانى و مفاهيم كه آنها را شعر مزبور در برگرفته و يا اهداف و غرضهايى كه در قالب الفاظ آن بيان گرديده، و يا اشكال و صورتهايى كه شعر جاهلى را زير پوشش خود قرار داده است و يا اينكه مقام، مقام بررسى « لغاتى » است كه شعر ياد شده آنها را از حيث فصاحت و بلاغت و جاذبيّت در استخدام گرفته... نه، بلكه « موقف »، موقفى است دور و درازتر، عميقتر و پيچيدهتر از اينها...