44عقايد و آداب و فنون و سياست... بلكه در همۀ مسائل و زمينههايى كه توسّط آنها زندگى، حيات انسانى به خود مىگيرد و انسان از روزى كه بر كرۀ زمين گام نهاده آنها را شناخته است.
همچنين عوامل و عناصرى را كه دشمن براى ستيز در « نبرد و معركۀ فرهنگى » در استخدام خويش درآورده، بىشمار و غير قابل احصاء است، زيرا به حسب اختلاف در زمينهها و ميدانها و گسترش و كثرت آنها، عناصر و سلاحهاى مزبور نيز متغيّر و متبدّل و متجدّد مىگردند، آن طور كه سلاح « جنگ نظامى » در قبال آنها سادهترين و پنهانترين اسلحه بهشمار مىآيد، چون « عقل آميخته با علم و فرهنگ » روز به روز بلكه ساعت به ساعت تكوين يافته و ساخته مىگردد و در رابطه با پرورش و تربيت، تعليم و آموزش ويژگىهاى اجتماعى، مسائل و مطالب و جرياناتى را مى پذيرد كه توسّط دوستىها. انس و الفتهاى گسترده و طولانى، بخششهاى پى در پى، حيله و مكرهاى پنهانى، و مراء و جدالهاى فريب دهنده و گمراه كننده و تلوّن و تحريك هوى و هوسهاى مسلّط بر انسان...
و بالاخره به وسيلۀ انواع و اقسام مكرها و كيدهاى گوناگون، به وى ارائه مىگردد، حيلهها و مكرهاى مختلفى كه در راه نابودى بناى موجود جهان اسلام بكار گرفته مىشود، تا اين كه « دشمن » بتواند بر ويرانههاى آن، بنا و سازمانى را بر پا سازد كه خود مىخواهد و آرزو دارد.
با كمال تأسّف برخلاف اراده و خواست پروردگار (و علىرغم اوامر ذات مقدّسش در زمينۀ پيشرفت و پيروزى اسلام و مسلمين) هزيمتها و عقب نشينىهاى جهان اسلام نسل به نسل و پشت سرهم انجام پذيرفت و همانطور كه « نبردهاى پىدرپى نظامى » مخفى و مكتوم باقى مانده است و فرماندهان و رهبران ارتشهاى اسلامى و سربازان اسلام آنها را تا به امروز مورد پژوهش و بررسى قرار ندادهاند، همچنين « معركهها و نبردهاى متناوب فرهنگى » مخفى و پشت پرده باقى مانده و زعماء و پيشوايان انديشه و فرهنگ اسلامى و دستههاى وابسته به اين فرهنگ به كنكاش و تحقيق آن نپرداختهاند. بلكه در اين زمينه جريانى عظيمتر و هولناكتر بوقوع پيوست و آن اينكه اكثر پيشوايان فرهنگ و معارف در دنياى اسلام و سربازان حوزههاى فرهنگى به پيروى از توطئۀ رهبران و متفكّران فرهنگ دشمن (فرهنگ استعمارى غرب) آگاه يا ناخودآگاه، خود به صورت دشمنان « عقل اسلامى » تغيير