384در اين آيه زيباترين تعابير و مجازات قرآنى بكار رفته، بهطورى كه الهام بخش يكى از عميقترين آثار غزالى به نام « المشكاۀ 1» بوده است. فهم مفسّران جديد دربارۀ اين تعبير چيزى بيشتر از يك اشارۀ صوفيانه است، آنها موفّق به درك يكى از عجيبترين مظاهر نزديكى و هماهنگى انديشۀ قرآنى با حقايق علمى روز شدهاند. ما به منظور توضيح بيشتر به قصد بررسى مطلب مورد بحث در آيۀ مذكور، عناصر اساسى آن را در چهارچوب ذيل مرتّب مىكنيم و معناى آيه چنين خواهد شد:
« اگرچه آتش به آن نمىرسد، نور پرتو مىافشاند از قنديلى كه در آن چراغى است كه در بلور قرار دارد ...».
بدينگونه آن اشارهاى كه در آيه نهفته است آشكارتر مىگردد، لكن مىتوان با كاربرد اصطلاحات فنّى معادل با اصطلاحات قرآنى در جهت تبيين اين موضوع، استفادههاى بيشترى كرد. اصطلاحات علم جديد به درستى به صورت زير بجاى اصطلاحات قرآنى قرار مىگيرند.
مشكاۀ (قنديل) \ پروژكتور 2 \ منعكس كننده
مصباح (چراغ) \ شيئى ملتهب و نورانى \ رشته (سيم برق)
زجاجه (بلور) \ لامپ برق
معادل كردن اين اصلاحات امرى دلخواه نبوده است، بلكه برگرفته از متن و حقيقت الفاظ آيه بوده كه در پرتو طبيعت بىنظير مجازات و استعارات قرآنى، بيانگر مفهوم:
« چراغى است كه بدون رسيدن آتش به آن، نورافشانى مىكند .».
پس از اين تبديل اصطلاحات، جملۀ زير ساخته مىشود كه رمز نهفته در آن به وضوح تمام به چشم مىخورد:
«اگر چه آتش به آن نرسد، نور از طريق يك منعكس كننده (پروژكتور) كه درآن رشتهاى درون حبابى (لامپ) قرار دارد مىتابد و از روغن درختى متبرّك كه نه شرقى است و نه غربى روشن مىشود 3».