385اينجاست كه بايد با دقّت نظارهگر يكى از غريبترين سازگاريها ميان مفاهيم قرآنى و كشفيّات علمى كه بعداً انجام پذيرفته و تفسير يكى ديگر از غرايب قرآنى، باشيم. اگر بخواهيم براى عصر خود كه از جنگهاى كشنده هراسان است وجه مميّزهاى تعيين كنيم، چه بسا كه اين مفهوم هراسآور را در وسايل و ادوات جنگى همچون « خمپاره و بمب اتمى » تجسّم نماييم. سخن از اين ابزار و آلات بدين گونه در قرآن وارد شده است:
« فرستاده شود بر شما شرارههاى (آميختۀ گداختهاى) از آتش و مس 1» آيا كسى مىتواند اشارهاى روشنتر از اين به ابزار و ادوات جنگى زمان ما داشته باشد؟! اين هماهنگى وقتى حيرت آورتر مىشود كه بدانيم تا جنگ « سجلماسه » جز سلاح سرد سلاحى ديگر بكار گرفته نمىشده است. در خلال اين جنگ بود كه انگليسىها راه استفاده از باروت را دانستند و موفّق شدند پس از گذشت چند سال آن را در جنگ « كرببسى »بكار برند.
در پايان به عنوان خاتمۀ اين مبحث كه در آن به مطرح كردن برخى از پديدههاى طبيعى پرداختيم، جا دارد كه بپرسيم گسترۀ جهانى كه در آن پديدههاى طبيعى بدين گونه منتشر شدهاند تا كجاست؟ آيا براى امتداد آن مىتوان حد و مرزى تصوّر كرد؟ قرآن در اينباره صراحتاً پاسخ مىدهد:
« وآسمان را با قدرت خود بنياد نهاديم و آن را دائماً توسعه مىد هيم 2»
از ديدگاه قرآن گويى آسمان نهايتى ندارد و على الدوام بر وسعت آن افزوده مىشود. اين انديشهاى كه امروز به صورت علم رخ داد و همان است كه وقتى « هابل 3» موفّق به كشف آن شد، « اينشتين 4» در مقابل آن شگفتزده گرديد. آن فيزيكدان كشف كرد كه سيّارت سحابدار از سيّارۀ ما دور مىشوند. « كشيش لومتر 5» رياضيدان