363در فصلِ مقياس نخست و در آغاز آن كوشيديم خصايص مادّى و روحى كه قرآن را از « مَنِ » انسانى متمايز مىسازد، برجسته و آشكار سازيم، اينك در اين فصل با پژوهش در برخى از آيات به نكاتى خواهيم پرداخت كه قرآن را از نبوغ انسانى ممتاز مىگرداند.
ساختار قرآن:
در فصل مقياس نخست ثابت كرديم كه وحى ناگهانى و غير شخصى بوده و با اين وجود در اينجا مىافزاييم كه آنچه اثبات كرديم بىگمان خصايص ظاهرى و موثّر در نظر پيغمبر بوده و همان است كه وى را به تقويت باورهاى ويژهاش در مورد سرّ الهى در قرآن سوق داده است. در واقع بدون اين شرطى كه ما آن را مقدّم قرار داديم باور پيغمبر در ذات خود، پديدهاى نامفهوم جلوه مىكند.
در مباحثى كه گذشت، ديديم كه اين باور در يك لحظه تمام نشد و از باب تسليمهاى كوركورانه نيز نبود، بلكه شكلى تدريجى و منطقى داشت تا نيازهاى عقلى منطقى عقلى، همچون عقل محمّد (ص) را سيراب سازد و نياز مبرم او را به يقين قاطع پاسخ گويد.