358
را ترك مىگويد و به شهر « اخناتون » كه تازه آن را ساخته و معبد «آتون» خداى خورشيد، خداى تازهاش، قرار داده بود، مىرود 1».
امّا اين دگرگونى مفهوم نخواهد بود مگر آنكه حادثۀ حسّاس و شگفتانگيزى نيز اتّفاق افتاده باشد كه زندگى اين شخصيّت مصرى را عميقاً تحت تأثير خود قرار داده است. مثلاً چنين واقعهاى كه فرعون شاهد غرق شدن سپاهش بوده و يا خودش نيز نزديك بوده در درياى سرخ غرق شود و آنگاه خود، چنآنكه قرآن مىگويد، به طريقى از غرق رهايى يافته است. بهرحال اين موضوع به نجات جسمانى فرعون مربوط مىشود. زيرا فرعون به خداى موسى نمىگرايد بلكه مطابق سخنان دانشمندان تاريخ مصر باستان، وى تحوّلى روحانى - وثنى اختيار مىكند 2.
بنابراين مدارك « حيثى » چه سرنوشتى پيدا مىكند؟ و خصوصاً مذهب ملكه چه بوده است؟
طبيعى است كه دگرگونى حال فرعون نتايج فراوانى، بهويژه در زندگى زناشويى او داشته است. زيرا همسر همچنان پرستشگر خداى « آمون » بوده، در حالى كه شوهر كاهن خداى خورشيد مىشود. از اينجا مىتوان به اختلافى دينى، سياسى و زناشويى پىبرده، بدين صورت كه ايخناتون شاهزادۀ حيثى را كه مىخواسته دست ملكۀ نافرمان را بگيرد، مىكشد تا بدين ترتيب فاجعهاى زناشويى و سياسى را رقم بزند.
اينك بايد ببينيم كه آيا ملكه در پايتخت اخناتون (طيّبه) ساكن بوده است يا نه؟ زيرا پى بردن به اين نكته بر آگاهى ما به جنبۀ سياسى و زناشويى از فاجعه مىافزايد. در هر حال قرآن در اين نقطه مطلقاً كتاب مقدّس را نقض نمىكند امّا بهرحال، جزئيّاتى بر آن مىافزايد كه با اخبار دينى و هم با حقايق علمى سازگار است.
نمونۀ ديگر : در روايت تورات از داستان توفان نوح از كوهى به نام « آرارات » نام برده مىشود. تفسيرهاى يهودى - مسيحى جايگاه اين كوه را در سرزمين « ارمنستان » ذكر كردهاند امّا قرآن اسم خاصّى بر اين كوه مىگذارد و آن « جودى » واقع در شهر موصل