320(49)و قحطى بر روى تمامى زمين استيلا يافت و يوسف تمامى انبارها مفتوح ساخت و به مصريان فروخت زيرا كه قحطى در زمين مصر پرزور شد.
(50)و اهالى تمام زمينها بهخصوص خريدنِ غلّه نزد يوسف به مصر مىآمدند چون كه در تمامى زمينها قحطى غالب آمد.
--- فصل 42 ---
(1)و يعقوب دانست كه در مصر غلّه هست پس يعقوب به پسرانش گفت كه به يكديگر چرا مىنگريد؟
(2)و گفت اينك شنيدم كه در مصر غلّه هست به آنجا فرود آييد و از آنجا براى ما بخريد تا زنده مانده نميريم.
(3)پس ده برادر يوسف از براى خريدن غلّه به مصر فرود آمدند.
(4)امّا يعقوب، بنيامين برادر يوسف را با برادرانش نفرستاد زيرا كه گفت مبادا بلايى به او دچار شود.
(5) و پسران اسرائيل در ميان ساير روندگان به جهت خريدنِ غلّه رفتند زيرا كه در زمين كنعان قحطى بود.
(6)و يوسف بر زمين والى بود و فروشندۀ به تمامى خلق زمين او بود پس برادران يوسف رسيدند ودر حضورش به زمين خم شدند.