31956- وَ كَذٰلِكَ مَكَّنّٰا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهٰا حَيْثُ يَشٰاءُ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنٰا مَنْ نَشٰاءُ وَ لاٰ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
بدين سان يوسف را در آن سرزمين تمكّن داديم كه درآن هركجا خواهد، مقام گيرد، مرحمت خويش را به هركه خواهيم مىرسانيم و پاداش نيكو كاران را تباه نمىكنيم.
57- وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا وَ كٰانُوا يَتَّقُونَ
و پاداش آخرت براى كسانى كه ايمان آورده و پرهيز كارى كردهاند بهتر است.
ببين تو را بزرگ تمامى مصر گردانيدم.
(42)و فرعون انگشترين خود را از دست خود در آورد و به دست يوسف گذاشت و هم او را به كتان نازك ملبّس ساخت و طوق زرّين به گردنش انداخت.
(43)و او را به عرّادۀ دوّمين خود سوار كرد و در حضورش نداكردند زانو بزنيد و او را حاكم تمامى ملك مصر گردانيد.
(44)هم فرعون به يوسف گفت كه من فرعونم و بدون [اذنِ] تو كسى در تمامى ملك مصر دست خود و پاى خود را نخواهد برداشت.
(45) پس يوسف غلّۀ بسيار بسيار مثل ريگ دريا بحدّى كه از حسابش باز ماند جمع نمود زيرا كه بحساب نمىآمد.
(46)و هفت سال فراوانىاى كه در زمين مصر بود باتمام رسيد.
(47) و هفت سال قحطى به آمدن شروع نمود چنآنكه يوسف گفته بود. و قحطى در تمام زمينها بود امّا در تمامى زمين مصر نان بود.
(48)نهايت اهل تمامى زمين مصر گرفتار قحطى شدند و قوم به فرعون براى نان فرياد نمودند و فرعون به تمامى مصريان گفت كه به [نزد] يوسف برويد و هرچه شما را فرمايد بجا آوريد.