292«اخلاق»:
اخلاق غير مذهبى، به اندازۀ مفهومى كه همين عبارت آن را مىرساند، اعمال و رفتار انسان را تنها بر اساس منافع زودگذر شخصى بنيان مىگذارد و بدين لحاظ هم زيربناى جامعۀ شهر نشينى قرار داده شده است. در حالى كه اخلاق مذهبى (توحيدى)، گرچه منافع شخصى را محترم مىشمارد، لكن امتياز آن بر اخلاق غير مذهبى، همان رعايت منافع ديگران است. توجّه به اين نكته است كه فرد را وادار مىكند تا قبل از آنكه به فايدۀ شخصى بيانديشد، دائماً در راه كسب اجرا و ثواب الهى قدم بردارد.
به علّت همين ثواب بوده كه « تورات » نخستين پيمان اخلاقى - انسانى را در « فرمانهاى دهگانهاش » ارائه مىدهد و نيز «انجيل» راهنمايىهاى خود را در «موعظۀ مسيح بر كوه»، به انجام مىرساند. امّا اين امر در هر دو كتاب مبدأ اخلاقى سلبى است كه از يك سو مردم را به خوددارى از انجام دادن اعمال شر امر مىكند و از ديگر سو به آنان فرمان عدم مقاومت در برابر شر مىدهد؟!
امّا « قرآن كريم » مبدأيى ايجابى و اساسى به ارمغان آورده تا بدان وسيله روش « اخلاق توحيدى » را كمال بخشد. اين مبدأ همان « لزوم مقاومت در برابر شر » است. قرآن، پيروان و معتقدان خود را چنين مورد خطاب قرار مىدهد:
« شما بهترين امّتى هستيد كه براى مردم پديدار شدهايد، به نيكى (كار پسنديده) امر مىكنيد و از بدى (كار ناپسند) باز مىداريد 1... » از جنبۀ ديگر، قرآن انديشۀ پاداش را مطرح كرده كه به منزلۀ اساس اخلاق توحيدى است...
استاد « آندره لودز » مىگويد:
ارزش مذهبى فرد در ديانت يهود، جز در عهد حزقيال 2 پيامبر در دورۀ ديگرى ظاهر نشده است. حتّى جهان ناگزير از اين دوران خواهد بود و نتايج اخلاقى آن بر دوش مردم قرار دارد كه در آن پيروزى معيّن، (در روزى كه خداوند قومش را يارى مىكند)، چشم انتظار پاداش هستند. برعكس در « انجيل »، جزاء و پاداش جزو مسايل اخروى مطرح مىگردد و در نتيجه در زمرۀ مسايل و مشغلههاى فردى قلمداد مىشود».