286ديدگاههايى ديگر تصوير كردهاند.
علاوه بر آنكه تشابه ثابت شده، تنها علامت اساسى و جوهرى در مسألۀ قرآن نمىباشد. زيرا قرآن خود، رابطۀ با كتاب مقدّس را اعلام نموده است و هماره جايگاه خويش را در چرخۀ تفكّر مذهبى نشان مىدهد و بدين ترتيب تشابهات ميان خود و « تورات و انجيل » را ثابت مىكند.
قرآن قرابت و خويشاوندى خود را با اين سلسله صراحتاً مورد تأييد قرار داده و پيامبر(ص) نيز در هر مناسبتى، آن را يادآور شده است. آيۀ زير، يكى از مواردى است كه قرآن بر اين قرابت تصريح مىكند:
« ونيست اين قرآن كه دروغ بسته شود از غيرخدا، لكن تصديق آن چيزى است كه پيش روى اوست و تفصيل كتاب. نيست شكّى در آن از پروردگار جهانيان 1».
در كل، اين قرابت نشانگر وجه مميّزۀ قرآن بوده و در بسيارى از جاها تكميل كننده يا تصحيح كنندۀ مطالبِ كتاب مقدّس است و با اينكه بارها با تمام صراحت و وضوح تشابه و قرابت خود با ديگر كتب آسمانى را اعلام مىدارد، لكن ويژگى و شاخصۀ خود را در هر فصلى از فصول تفكّر مذهبى، چنآنكه بعداً نيز خواهيم گفت، حفظ مىنمايد.
«ماوراء الطّبيعه»
هدف انديشۀ مذهبى، از نقطه نظر متافيزيكى، حول محور اثبات وحدانيّت خدا مىچرخد. چراكه از ديدگاه مذهب، خداوند يگانه علّتى است كه در آفرينش و تحوّل پديدهها تصرّف دارد و هم اوست كه با قدرت مطلقه و جاودانگى و اراده و علم و... در اثرگذارى بر دستگاه خلقت، كاملاً نقش دارد. با اين حال، اسلام اعتقاد متافيزيكى خود را دربارۀ خدا و خلقت او، سازگارتر با عقل و با جنبههاى روحانى دقيقتر و بيشترى مطرح مىكند.
در واقع كتابهاى عبرى، برخى تشبيهات و تجسّمات دربارۀ خداوند قايل مىشوند كه احتمال مىرود اين تشبيهات و تجسّمات از راهى ناگهانى و در پى تلفيق و