271ادبى قرآن را كه همچون برقى سريع در ظلمات جاهليّت درخشيده، تفسير و توجيه كنيم؟
اگر پيامبر(ص) مىتوانست وحى را به صورت كلّى و ناگهانى دريافت كند و يا آنكه آن را همچون وثيقهاى، مثل ضمانتنامههايى كه در اختيار انسانها قرار دارد، دريافت مىكرد، در ارتباط با تاريخ پيامبر(ص) چه معنايى مىتوانست داشته باشد؟
به عنوان مثال، اندكى قبل از آغاز جنگ بدر، محمّد(ص) چه اميد و آرزويى در سر مىداشت اگر بجاى انتظار كمك فرشتگان فقط به خواندن و تكرار آياتى مشغول مىگشت كه از قبل آنها را حفظ كرده بود 1؟!
- ما در پرتو شناخت اين نظريّات است كه در بحث تجزيۀ وحى مىتوانيم در نخستين گام ارزش تربيتى وحى را دريابيم و درك كنيم.
- در واقع اين طريق تنها راه تربيتى ممكن در طول مرحلهاى است كه به تولّد دين و درخشش فرهنگ و تمدّن بزرگى، منجر شده است.
- وحى در طول بيست و سه سال نزول خود، ما را گام به گام تا هدف دور پيامبر(ص) و اصحاب او هدايت مىكند و آنان را پيوسته با عنايات الهى خاصّى كه با آن برهۀ از زمان مناسبت دارد، همراه ساخته و تلاشهاى عظيم آنان را ارج مىنهد و روح و ارادۀ آنان را به طرف حماسهاى بىهمتا در تاريخ سوق مىدهد، و با نزول آيهاى صريح، مرگ يك شهيد، و يا شهادت يك قهرمان را گرامى مىدارد.
- اگر دربارۀ جنگهاى « حنين » و « احد » از قبل در قرآن سخن رفته بود، چه نقشى مىتوانست در ارتباط با طبيعت انسانى كه در آن دوران به تربيت وساختن آن اشتغال داشت، ايفا كند؟ به راستى اگر قرآن در ازاى هر سختى تسكينى فورى نمىآورد و در قبال هر فداكارى، پاداش آن را نمىداد و براى هر شكستى اميد و آرزويى عرضه نمىداشت و براى هر پيروزى درسى از ادب و كمال ارائه نمىكرد و براى هر ناهموارى و مانعى به مجاهده و تلاش براى برطرف كردن آن اشارهاى نمىنمود و براى هر خطر معنوى و يا مادّى روحيۀ شجاعت لازم، جهت مقابلۀ با آن را اعطا نمىفرمود، چگونه كتابى مىتوانست باشد؟
- همگان با هر لحظهاى كه اسلام در ريگزارهاى « حجاز » و « نجد » رو به گسترش مىگذاشت، وحى، آموزشهاى لازم را در زمينۀ استقامت، صبر، شهامت و