258- اين جمله بهطور كلّى، تكذيب صريح و قاطعى است از جانب « حنانيا » عليه دعوت « ارمياء » پيامبر. امّا « ارمياء » در مقابل گفتۀ او مىگويد:
آمين، خداوند آنچه را كه تو مىگويى محقّق سازد.
- « استاد اندره لودز 1كه اين قسمت از كتاب « ارمياء » را نقل كرده اين موضعگيرى شگفت « ارمياء » را چنين تفسير كرده است كه:
« ارمياء » گمان مىكرد كه خدا از خواست خويش منصرف شده است 2.
- اين تفسير بدون شك، يگانه توجيه معقول براى رفع اين تعارض بوده كه در موضعگيرى « ارمياء » بچشم مىخورد. « ارمياء » انذارهاى شوم خود را بنام همان خدا به مردم ابلاغ مىكرد و همچنين بنام همان خدا بود كه « ارمياء » خد را ملزم به رعايت سكوت در مقابل گفتههاى « حنانيا » مىديد. لكن اتّخاذ سكوت از جانب « ارمياء » بهخاطر نزول آيهاى نبود. بلكه تنها مبتنى بر اجتهاد شخصى وى بود، حتّى چنين حدس مىزد كه شايد « حنانيا » نيز از جانب خدا وحيى دريافت كرده باشد.
- با اين وجود، وحى فوراً بر او نازل گشت تا او را از اين حدس اشتباه بيرون آورد و لذا « ارمياء » به سرعت دنبال دعوت قبلى خود را از سر مىگيرد.
- اين حادثه به وضوح نحوۀ انديشۀ انسان را از وحى پيامبرانه در ضمير « ارمياء » روشن مىسازد، چنآنكه (جريانات تاريخ) در مورد پيامبر اسلام(ص) هم ميزان آگاهىهاى شخصى او را در برابر آگاهى قرآنى وى نشان مىدهد.
- از اين گذشته، قرآن به مرور زمان نسبتِ بين اين دو منبع را تماماً در اين آيه ثابت مىكند:
« وبدينسان وحى فرستاديم به تو روحى از امر خويش را، تو نبودى كه بدانى كتاب و ايمان چيست؟ 3».
- منظور از « نبوى » - ما كُنْتَ - زمان قبل از واقعۀ غار حراء است كه پيامبر(ص) در اين برهُه از زمان بجز معلومات شخصى خود چيزى نمىدانست، كه آنهم، با توجّه به معناى تاريخى اين آيه، ربطى به وحى قرآنى ندارد. امّا به طريقهاى صريح و آشكار منبع وحى قرآنى را پس از واقعۀ غار حراء ذكر مىكند و به هر حال وحى قرآنى قبل از « ايجاد روح » مأخوذ از آيۀ فوق (B أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ رُوحاً ) نمىتواند باشد. اين نكته از