242مستمر ضمير آگاه او، يارى دهندۀ وى در اين مسير است و گويا محمّد(ص) را جهت كسب اعتقادات لازم براى انجام دادن رسالتش، با طرح و شيوهاى سيستماتيك آماده مىكنند. وحى نيز از همان ابتداى كار، خصايص اين رسالت عظيم را به وى ابلاغ مىكند:
«B إِنّٰا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً » !! ما به تو سخنى سخت (و دشوار ) را القا خواهيم كرد 1.
درستى اين ارادۀ والا بود كه اين گفتار را بر او املاء مىكرد تا عظمت رسالت وى را ذرّه ذرّه در چشم او آشكار نمايد. بدينسان شكّ او رفته رفته جاى خود را به باورهاى جديد مىداد. اين اعتقادات ثمرۀ تفكّر اوج گيرنده و عميق او بود كه در مباحثات نخستين وى با قريش تجلّى مىكرد. دگرگونى در حالت روحى او پديد آمده و در ذات و عماق جان خود وثوق و اطمينانى احساس مىكرد. وحى بر او فرو مىآيد تا حالت روحى جديد او را در ديدگاه ما منعكس سازد. در آيات زير باورهاى پيروزمند محمّد(ص) مورد تأكيد قرار مىگيرند:
«وَ النَّجْمِ إِذٰا هَوىٰ* مٰا ضَلَّ صٰاحِبُكُمْ وَ مٰا غَوىٰ* وَ مٰا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوىٰ* إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْيٌ يُوحىٰ * مٰا كَذَبَ الْفُؤٰادُ مٰا رَأىٰ* أَ فَتُمٰارُونَهُ عَلىٰ مٰا يَرىٰ* وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرىٰ ... 2» سوگند به آن ستاره چون پنهان شد، كه يار شما (محمّد(ص)) نه گمراه شده و نه به راه كج رفته است، و سخن از روى هوى نمىگويد، نيست اين سخن جز آنچه بدو وحى مىشود...دل، آنچه را كه ديد دروغ نشمرد، آيا در آنچه مىبيند با او جدال مىكنيد؟، او را ديگر بار هم بديد...
حال در پيامبر(ص) كمترين ترديد روحى و يا فكرى وجود ندارد. اينك حُكمى راستين او را هدايت مىكند، نوع حُكمى كه شك در روش (شك متديك) را به شيوۀ شكّ ذاتى و يا شك براى شك (شكّ سيستماتيك) تبديل نمىكند، بر عقل مثبت و قاطع محمّد(ص) چيره گشته است. هر آنچه كه او مىشنود و مى بيند و مىفهمد، اكنون با حقيقت واضحى كه در ذهن و نظرش بهطور كامل جلوه كرده سازگار بوده و آن، « حقيقت قرآن » است.
علاوه بر اين، هرگاه آيات بليغ قرآنى كه پيامبر (ص) احساس مىكرد همچون