235وقايع، آنها را بر آينۀ منعكس كنندۀ ذات خود متحقّق نمايد.
از اينجاست كه پيامبر(ص) براى تثبيت اعتقادات خود به دو معيار نياز دارد:
الف - معيار ظاهرى براى تحقّق وقوع پديده.
ب - معيار عقلى براى بررسى و قبول آن.
الف - معيار ظاهرى پيامبر(ص)
پيامبر(ص) در چهل سالگى به ناگهان خود را در مقابل پديدهاى غير عادّى مىيابد، بركنارۀ غار حراء براى نخستين بار صدايى مىشنود كه مىگويد:
« اى محمّد! -تو فرستادۀ خدايى ».
به افق مىنگرد و نورى مىبيند كه به طرزى شگفت محيط اطراف را روشن ساخته است. اين پديدۀ دوگانه (سمعى و بصرى) كه او را تا پرتگاه انتحار مىكشاند، اكنون براى او مشغوليّت مسلّط و دردآورى گشته است.
آيا او در ديدن و شنيدن مرتكب خطايى نشده است...؟ يا اين پديدۀ سمعى و بصرى كه در درون او تحت تأثير انفعالى درد آور برانگيخته شده و او را تا لبۀ درّه كشانده جز سرابى چيز ديگرى نبوده است...؟... آيا احساسات منفعل او، كمر به فريب او نبستهاند؟!
مىبايستى تمام اين پرسشها از اوّلين وهله، قبل از آنكه در عصر خود او يا در عصر ما، مورد نقد و بررسى قرار مىگرفته، در ذهن پيامبر(ص) خلجان مىكرده است.
او گمان مىكرد دچار بيمارى اختلال حواس شده است. به سرعت مىآمد تا در كنار همسر مهربانش كه در تمام اضطرابات و نگرانيهاى وى با او شريك بوده يأس خود را درمان بخشد.
با اين وجود، حتّى در جوار همسر مهربانش هم منظرۀ كوه نور از برابر چشمانش كنار نمىرفت. انگار كه اين منظره با شعاعى ثابت و ناديدنى بر چشمانش حك شده است. همسرش اندوهگين روبند خود را انداخت و پرسيد آيا او را ديدى؟ محمّد (ص) گفت نه... و خديجه گفتاى پسر عمو! استوار و شادباش، سوگند به خدا كه