203
عصر قرآنى
1- دورۀ مكّه
اينك محمّد(ص) چهل سال دارد. بزودى پردههايى از روى تاريخ زندگى او كنار مىرود. لكن ما او را در يك بحران ژرف و گستردۀ روحى مىيابيم.
پانزده سال مىگذرد كه او تنها يك « حنيفى » سادهاى بيش نيست و بنا به گفتۀ خود، اوقات خويش را ميان عبادت خداى تعالى و تفكّر در آفرينش حيرتانگيز او تقسيم كرده است.
آسمان پهناورى كه با گنبد نيلگونش منظرۀ كوه نور را احاطه كرده، همواره ديدگان او را - مانند زمان طفوليّت وى در مقابل خيمۀ دايهاش - به خود جلب مىكند. امّا محمّد(ص) نه آن عقل حسابگرى بود كه در پى بحث و فحص از هستى و نظام حاكم بر آن باشد و نه آن روح مضطربى كه در پى راحت و آرامش و سكون نفس... زيرا آرامش او لحظه به لحظه و به خصوص از وقتى كه از مردم كناره مىگرفت همواره رو به فزونى مىرفت. آرى او به معبودى يگانه ايمان داشت و آن معبود، پروردگار ابراهيم(ع) بود. يكى از خطاهايى كه در اينجا براى ما آشكار مىشود آن است كه « نقد مدرن » بهخصوص - استاد « درمنگهام » - در اين قسمت از زندگى محمّد(ص) مرحلهاى از جستجو و اضطراب را ارائه مىدهند. به عبارت ديگر نوعى