197يادآور شديم، دربارۀ محمّد(ص) بيشتر و بهتر صدق مىكند، زيرا وى « امّى » بود، نه مىتوانست بخواند و نه بنويسد 1، آنطور كه براى وى هيچگونه امكانى جهت كسب معلومات از روى منابع مكتوب وجود نداشت، علاوه بر اين (همانطور كه بزودى توضيح خواهيم داد) منابع مكتوب مذهبى در بحبوحۀ ظهور اين « نبى امّى » از بين رفته بود.
و اينك (ضروريست به پرسش زير پاسخ گوييم).
معلومات و آگاهيهاى ما از انزواى پانزده سالۀ محمّد(ص) چيست؟
در حقيقت به جز پارهاى از تفصيلات در ارتباط با زندگى زناشويى وى، هيچگونه اطّلاعى از جزييات زندگى محمّد(ص) مربوط به تنظيم « حيات روحى » او، در اين عصر، نداريم...
آيا وى در آنگاه غرق در تفكّرى عميق و تأمّلى ژرف، در « مشكلۀ دين » بوده؟ و مستغرق در نوعى اشراقى و مكاشفه و الهام در ارتباط با دعوت آينده؟
به اين سئوال مستشرق بزرگ « درمنگهام » پاسخ مثبت مىدهد، ولى اين پاسخ مثبت شرقشناس مزبور به عقيدۀ ما معلول تخيّلات و تصوّرات خود وى بوده و در اين مورد بهخصوص برگواهى يك تاريخ غير قابل جرح و طعن، يعنى شهادت قرآن مجيد 2، اعتنا و اعتماد نكرده است، زيرا اين كتاب مقدّس چگونگى انديشه و حالت روحى محمّد(ص) را قبل از وحى، ترسيم نموده و مىفرمايد:
وَ مٰا كُنْتَ تَرْجُوا أَنْ يُلْقىٰ إِلَيْكَ الْكِتٰابُ إِلاّٰ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ فَلاٰ تَكُونَنَّ ظَهِيراً لِلْكٰافِرِينَ 3.
پس آيا از مفهوم اين آيۀ شريفه اينطور مستفاد نمىگردد كه در نزد محمّد (ص) چه قبل از عزلت و چه در خلال انزوا كوچكترين آرزويى جهت رسيدن به مقام