194(در اينجا ضروريست كه در اين واقعيّت شگرف و شكوهمند، تعمّقى بسزا داشته باشيم كه): كدام زاد وتوشه، سرمايه و پشتوانۀ روحى يا عقلى در دوران عزلت با محمّد(ص) همراه و مصاحب بود، كه پس از گذشت پانزده سال « شعاع قرآنى » از آن تابيد؟...
انديشۀ عرفانى گروه «حُنفاء» و عزلت پيامبر اسلام(ص)
ما مىدانيم كه در آن زمان « زمان محمّد (ص) »، عادات و رسوم و ثنيّت حاكم بر جامعۀ جاهلى، براساس كُهِن نوعى توحيد تقليدى و سنّتى قرار داشته كه به روشنى و ضوح در خطبۀ ابوطالب انعكاس داشت، لكن اين « توحيد ناخودآگاه موروثى » از هيچگونه « شعائر ويژه » و مذهب مرزبندى شدۀ مشخّصى پيروى نمىنمود، كعبه بهطور مخصوص در آن روز جايگاه ستايش بتها و يا صحنۀ نمايشات گوناگون سياسى خانوادههاى بزرگ و اشراف عرب بود! امّا در ارتباط با « حيات دينى » و زندگى فرهنگى مردم مكّه درآن روزگار يادآور مىگرديم كه:
از ديرباز و از دورانهاى قديم قانون منظّمى بر اساس « وحدت قبائل » حاكم بود كه مىتوان آن را نوعى « ائتلاف مذهبى » ناميد. و از همين رو سه بت بزرگ و معروف « هبل، لات و عزّى » در رأس مجموعۀ آلهۀ عرب قرار داشتند، ولى خانوادههاى بزرگ مكّه به دليل امتياز و نفوذ سياسى و اقتصادى خود، مافوق اين « وحدت وثنى ائتلافى » به يك توحيد مرموز و ابهام آميز متمسّك بودند، توحيد مبهم واسرار آميزى كه همراه با اعتزاز و افتخار آن را از جدّ دور خود، « حضرت اسماعيل » در خاطرۀ خود حفظ كرده بودند، امّا اين « خاطره » هيچگاه نتوانسته بود عقايد وآداب و رسوم عرب جاهلى و بهويژه شيوههاى جنگى آنها را تحت تأثير قرار دهد و همين واقعيّت است كه مبارزۀ قساوتبار و خشونت آميزى را كه بزودى ميان هواداران « نظام جاهلى » و « اسلام تازه تولّد يافته » در گرفت، مورد توجيه و تفسير قرار مىدهد، و حتّى « ابوطالب » بزرگ مرد قريشى، شريف متين و باوقارى كه قبلاً سخنان بلند و پاكيزۀ او را در آن خطبه 1 يادآور شديم، علىرغم اصرار