191
دوران جوانى (ازدواج و عزلت)
محمّد (ص) درسنّ 25 سالگى غلامى به نام « ميسر » را به حضور مىپذيرد، وى آمده است تا براى نخستين بار پيرامون امر ازدواج با وى سخن بيآغازد...
بالاخره گفتگوى آنها بر محور بيوۀ شريف و ثروتمندى از زنان مكّه كه « خديجه »اش مىگفتند، متمركز شد، امّا « محمّد (ص)» با مقايسۀ زندگى ساده و فقيرانۀ خود با زندگى اشرافى بيوۀ مزبور، ازدواج با خديجه را مورد رد و انكار قرار داده و پيشنهاد « ميسر » را نپذيرفت... ولى وى با درايت و هوشيارى، قبلاً دريافته بود كه از چه راهى مىتوان وسواس و ترديد محمّد(ص) را برطرف سازد و او را قانع كند كه پيشنهاد ازدواج از سوى شخص خديجه عنوان شده است... در اين هنگام شخص خديجه وارد گشت و عملاً گفتار غلام خويش را مورد تأييد و تأكيد قرار داد.
در مورد پيشقدمى خديجه جهت ازدواج با محمّد(ص) مىبايست به اين نكته ارزشمند در مسير تاريخ « پديدۀ قرآنى » توجّه كنيم كه:
در فضاى آنروز مكّه حالت روانى ويژهاى وجود داشت، نوعى حالت انتظار