190كعبه بياويزند!
از ميان افسانهها و خرافات، تاريخ راستين زندگى محمّد(ص) كه مبتنى بر احاديث صحيح مىباشد، حاكى از اين واقعيّت است كه در دوران جوانى آن حضرت، گردباد حوادث غير منتظره هماره وى را در بر مىگرفت تا او را از هدف مقدّسش باز دارد، امّا هيچگاه كوچكترين گناهى از وى سر نزد و از طرفى در اين زمينۀ حسّاس مرجع مهمّ ديگرى وجود دارد كه گوياى اين مهم مىباشد:
پيامبر آينده بدون ترديد در بحران دوران جوانى خويش با بسيارى از اصحاب خود كه بعدها در صف شهدا و قهرمانان راه او قرار گرفتند- همانند « عمر » ملاقات و ارتباط داشت و همچنين در اين مرجع تاريخى شهادتى ضمنى از نام آورترين چهرههاى تاريخ اسلام- مانند خالد بن وليد مخزومى قرشى از سرداران مشهور اسلام (وفات وى در سال 21 ه ق و در زمان خلافت ابوبكر بوقوع پيوست) و عثمان بن عفان ... و غيرهما... يافت مىشود كه آنها نسبت به پيامبر آينده يك داورى كوتاه و موجز و در عين حال در منتهاى بلاغت صادر نمودند و او را « محمّد امين » نام نهادند.
در واقع از همان روزگار، محمّد(ص) در ديدگاه ايشان صادق و امين جلوهگر شده بود.
اين گواهى تاريخى به ما تفصيل ارزشمندى از چهرۀ واقعى محمّد(ص) كه ما در صدد ترسيم آن هستيم، عطا مىكند... با همۀ اين احوال زندگى عادّى، و ساده نبى آيندۀ اسلام بدون مسئلۀ ويژه و چيز خاصى استمرا يافت، تا اينكه در آستانه بيست و پنجمين سال عمر خود، قرار گرفت، وى در اين موقع همچنان عزب بود و در حال تجرّد مىزيست، زيرا قدرت بر ازدواج نداشت و اگر مىخواست زنى از زنان شريفۀ مكّه را خواستگارى كند، چه بسا مىبايست صداقگران و مهر فراوانى را بپردازد كه زندگى فقيرانه و دارايى اندك و امكانات محدود او به وى چنين اجازهاى را نمىداد.