167
نقد مصادر شناخت يك مذهب
در نقد پژوهشى پيرامون « آئين اسلام » ما نمىتوانيم نسبت به فحص و كنكاش پيرامون وثائق تدوين شده و يا مصادر و منابع تاريخى، بىتفاوت بوده و اهميّت بررسى اصول و منابع شناخت اسلام را (كه مىتوان آنها را پرتوى روشنگر براى « پديدۀ قرآنى » تلقّى نمود) مورد غفلت و فراموشى قرار دهيم... هر چند آن « مشكلۀ تاريخى » (نقد و بررسى منابع و مصادر شناخت يك مذهب) بهطور استثنايى در مورد اسلام، مسألهاى است حل شده و اسلام در ميان جميع اديان تنها دينى است كه از همان ابتدا و آغاز ظهور مآخذ و منابع آن تثبيت شده و روشن بوده است، و يا لااقل در زمينۀ بزرگترين و اساسىترين منبع شناخت آن؛ يعنى « قرآن كريم » چنين وضعى مصداق داشته است.
« قرآن كريم » داراى اين امتياز يگانه و منحصر به فرد است كه در مدّت 14 قرن بدون هيچگونه تحريف و تغييرى دست به دست گشته و از نسلى به نسل ديگر انتقال يافته؛ ولى چنين حالت و امتيازى در مورد عهد قديم « تورات » به هيچ وجه وجود ندارد، چون مفسران معاصر و شارحان جديدِ « نقد پژوهشى » به صحت و اصالت هيچيك از « كتب تورات » به جز كتاب ارمياء، اعتراف نكردهاند.