153(بعل 1 استعمال شده است.
(بههرصورت) درست در آن زمان كه انبيايى چون « عاموس » و « ارمياء » در ميان مردم بهپا خاستند تا با رسالت وحشتزا و همراه با وعيد و عذاب و مكافات خود، انقلابى در آن اجتماع بدعتآلود و بىمبنا و بدون ضابطه بيافكنند و جوّ مضطرب و فضاى سرگشته و مشوّشى را بيافرينند، درست در همان هنگام به پيروى از موقف اضطرابآلود جديد، نوعى بيمارى روانى « محاكات و تقليد » بر تودهها مستولى گشت و در اين ميان هر يك از « گروه انبياء » به نوبۀ خود، سر برداشته و مدّعى پيامبرى شدند و ازهمين جا بود كه حركت نبوّتهاى باطل و دروغين نشأت گرفت آنطور كه ما در تاريخ دو سيماى زير را بهوضوح مىيابيم:
چهرۀ مردى كه به حق و بر پايۀ صدق، دعوى نبوّت دارد، و چهرۀ مردى كه به ناحق و بر پايۀ دروغ ادّعاى نبوّت مىكند! اين دو چهرۀ متضاد در تاريخ اين عصر با هم به پيش مىروند، آنطور كه احياناً اقبال به پيامبر دروغين بيشتر روى آورده و درست در آن هنگام كه به دعوت نااميد كننده و وحشتزاى پيامبر راستينى چون « ارمياء 2» پشت شده است، از دعوت مدّعى كاذب نبوّت، چون « حنانيا 3» استقبال