138اصل و مبداء مذهب جديد عبارت است از خداىِ خالقِ جهان و مدبّرِ سازمان خلقت، خدايى كه سبب اوّل و علّت نخستينِ همۀ موجودات و پديدههاست، و همۀ هستىها، رخدادها و هر آنچه كه هست و وجود دارد از آن « ذات يگانه » منشأ گرفته و پرتوى است از آن منبع نور و وجود و هستى مطلق و لايتناهى و اين « مبداء » بهزودى بر « اصل مادّه » مستولى گشته و متصدّى بيان و توجيه نظام مادّى است، و ما آن را نسبت به نظام سابق، در درجهاى از پوشيدگى و ابهام دريافته (و ضرورى است كه اين گرد ابهام و پوشيدگى را از چهرۀ آن بزداييم) و مخلوقيّت مادّه به واسطۀ « حتميّت مستقلّى » كه از جميع خواص و ويژگىهاى خود دارد، قابل توجيه و درك است... و اين ضرورت و حتميّت مذهب غيبى ( نظام متافيزيكى) آنگاه كه قوانين طبيعى از اعطاء تفسير و توجيه روشن و قانع كنندهاى نسبت به « رخدادها »، ناتوان و عاجز مىمانند، به يارى ما مىشتابد، و بدين سان از آن يك « سيستم كامل، هماهنگ و متجانس »، متولّد گشته كه در آن نه نقص و خلاء وجود دارد و نه تعارض و تضاد 1، آنطور كه لازمۀ « نظام مادّى » بود و (نيز) در همان هنگام كه « مذهب غيبى » مسائل فلسفى ارضاء كنندهاى را فراديد عقل قرار مىدهد (عقلى كه درصدد اتّصال و ارتباط منطقى ميان اشياء و پديدهها در يك محدودۀ تركيب وتأليف متجانس مىباشد)، در همان زمان «جسرى؛ پلى» را كه از محدودۀ مادّه تجاوز مىكند و در حقيقت در ماوراء مادّه قرار دارد، به سوى نمونۀ مطلوبى از كمال اعلاى روحى مىزند... به سوى هدف بنيادينى (آرمانها و كمالات متعالى انسانى) كه تمدّن بشرى هيچگاه از توجّه و گرايش به آن بىنياز نبوده است.
بنابراين خلقت مادّه در « نظام متافيزيكى » محصول امر و ارادهاى عُليا، برتر و مافوق سازمان خلقت و فرمان قاهرى است كه به حسب « سفرتكوين تورات » به هنگام آفرينش همۀ اشياء و موجودات مىگويد: « كن؛ باش» 2...
امّا تطوّرات و تحوّلات اين « مادّه » بر طبق نبوغ علمى، نظام يافته مىباشد، نظامى كه هم توازن و تعادل را بدان مىبخشد و هم اتّساق و هماهنگى را، تعادل و توازن و