135معادلۀ 1 زير، شايستۀ دقّت و بررسى است:
عوامل و مؤثّرات ترموديناميك+ عوامل شيمايى \ مادّۀ زنده انسان.
هرگاه ما « مدّت زمانى » هر دورۀ زمينشناسى و همچنين طول زمانى عصر حيوانى كه مادّۀ زنده را از حالت عدم تشكّل (پروتوپلاسم) به حالت نظام يافتۀ متفكّر (انسان)، منتقل مىسازد، بپذيريم و فعلاً در شكل منطق جدلى تسليم اين اصل گرديم، چنين معادلهاى در طول كلّيۀ عصرهاى زمينشناسى كه مطابق با عوامل يا مؤثّرات ترموديناميكى بوده و در حقيقت جزء نخستين معادلۀ ما را تشكل مىدهد: (عوامل ترموديناميك +عوامل شيميايى)، صحيح جلوه مىكند...
(امّا موضوع قابل توجّه اينكه) در اينجا بهطور ضرورى پارهاى از نسلها به نسبت اين دو دورۀ فترت وجود خواهند داشت، و بنابراين نسل نخستين، نسبت به نسلهاى بعد از خود (بر طبق مدّت دراز و طولانى معادله، در طول عمر زمين شناسى كه شرايط و زمينههاى معادلۀ مزبور بر آن صحه مىگذارد) پيشى گرفته است.
و در نهايت اين مسابقه، نسل نخستين به حقيقت دنيايى و طبيعى خود و پديدهها و رخدادهايى كه بر آن گذشته است علم و اطّلاع حاصل نموده و در اين مورد در شكلى ويژه و مخصوص مىبايست نسل سابق و پيشىگيرنده، موقعيّت و پديدههاى نسلهاى قبلى را در ذاكره و حافظۀ خويش ثبت كرده باشد، ولى واقعيّت اينست كه نسل انسانى فعلى هيچگونه اثر و خاطره و حادثهاى را از نسلهاى قبلى در ذهن و حافظۀ خود ضبط نكرده و ما هيچگونه اثر و پديدهاى از آنچه متعلّق به نسل آدمى حاضر مىباشد، در اين نسل نمىيابيم؟
پس ضرورى است اقرار كنيم كه معادلۀ بيولوژى و زيستشناسى مورد نظر تنها يك بار در جهان و فقط براى يك نسل رخ نموده است، و به عبارت ديگر:
در اينجا يك نوع حتميّت و جبريّت بيولوژيكى وجود دارد كه به هيچوجه عوامل مادّى تنها قدرت و توانايى توجيه آن را ندارند و درست در همينجا است كه توجّه ما به يك نقص در سيستم مادّى جلب مىگردد، نقصى كه ضعف و ناتوانى بنيادينى را در بنيان اين نظام بهاثبات مىرساند و نيز اين خلاء آنگاه در نظر ما افزونتر خواهد گشت كه توجّه كنيم معادلۀ مزبور به هيچ رو نمىتواند تفسير و توجيهى را از