134واقع عنصر بعدى دريك زمان از مجموع عناصر قبلى شكل مىيابد و در نتيجته تشكّل اين عنصر آنگاه تحقّق مىپذيرد كه 91 حالت از حالات تعادل طبيعى شيميايى گوناگون را پشت سرگذارده و تنها شكل ويژۀ خود را بپذيرد.
بنابراين (انتخاب يك فرم از 92 فرم ديگر جدول مندليف 1 متضمّن عامل ديگرى بهجز قانون تكامل نخستين مىباشد.
لكن ما از همان ابتداى امر و در شكلى بنيادين فرض كرديم كه اين قانون 2 قانونى است واحد، يگانه و مستقل از زمان و ساير عوامل ترموديناميكى.
و حال آنكه هم اكنون يك سلسلۀ تكوين يافته از 91 تحوّل و دگرگونى عنصرى كه در جزئيّات مواليد عنصر نخستين مىباشند، نزد ما وجود دارد كه با قانون واحدى قابل تفسير و توجيه نيست 3... و بنابراين مطابق فرض، هر دو حالت « جدول مندليف » تفسير كافى و توضيح قانع كنندهاى را در مورد اصل پذيرفته شده و مبناى مورد تسليم و توافق، بهدست نمىدهد و اين جريان بهطور واضحى بىثباتى و ناتوانى « مكتب مادّى » را مبرهن مىسازد...
اين ضعف و بىثباتى 4 آنگاه با وضوح و روشنى بيشترى در نظر ما جلوه مىكند كه ما مادّه و تطوّر آن را در دوّمين حالت، يعنى در حالت سيستماتيك و نظام يافتۀ غيرآلى، دنبال نماييم، در اين صورت بهزودى به يك تغيير و تحوّل عنصرى حياتى (استحالۀ بيولوژيك) مىرسيم، آنطور كه كميّت و مقدار مادّۀ مرده و بىجان، به مادّۀ آلى زنده وجاندار يعنى « پروتوپلاسم » تبديل مىگردد.
و زمانى كه اين مادّه « پروتوپلاسم » در نقش ويژۀ خود و در خلال يك سلسله دگرگونىهاى مشخّص و مرزبندى شدۀ حيوانى، متحوّل مىگردد، طبق اين تحوّل و تغيير عنصرى جديد، به مادّهاى متفكّر و انديشمند كه همان انسان باشد، تبديل مىشود.