132آن بهشمار آمده و اين تحوّل و دگرگونى آنگاه تحقّق مىيابد كه در درون مادّه جزئيّات هستهاى بروز و ظهور پيدا كند:
پوزيترونها 1 ميزوترونها 2 و الكترونها 3 و... نيروهاى الكتريسيتۀ ساكن متقابل.
و حال بدون آنكه بخواهيم در داورى نسبت به اين « تنوّع و تفاوت » ويژه عجله بهخرج دهيم 4، در اينجا يك پرسش اساسى مطرح مىشود و آن اينكه « اتم نخستين » چگونه امكان تكوين و تشكّل يافته است؟ تشكّلى كه درك آن به سختى امكان پذير بوده و نيز با قانون « كولن 5» كه بهطور ضرورى بر اين پديده نيز حاكم است، در تغاير و تضاد مىباشد 6 و تصوّر اينكه چگونه هستههاى اوّليۀ « اتم » با اجزاء همنام تشكيل شده، بهراستى دشوار است، چون به مقتضاى قاعدۀ الكتريسيتۀ استاتيك (ساكن) اجزاى همنام دافع يكديگر هستند (رابطۀ ميان آنها دافعه مىباشد نه جاذبه).
بسيار خوب باز هم در اين زمينه ما تسليم شده و چنين تصوّر مىكنيم كه ممكن