129امّا توجّه به اين نكته ضرورى است كه نتايج مبتنى بر اين فصل بر نتيجههاى فصول آيندهگذارده شده است، فصولى كه تحت عنوان « پديدۀ نبوّت » و « پديدۀ قرآنى » نامگذارى شده و نوعى برهان مبتنى بر آزمون 1 را تقديم داشته و « مقولۀ دين » را در جريان ثبت حوادث آفرينش، در شمار قوانين طبيعى ضبط مىنمايد 2.
پس يك كنكاش مقايسهاى و تطبيق ميان اين دو تفكّر فلسفى (كه يكى از آنها در جوهر ذات خود مادّى است و تشخّص مادّى دارد، و همۀ اشياء و موجودات جهان و پديدهها را با معيار مادّه مشخّص مىسازد و دوّمى كه بنيادى غيبى و « متافيزيكى » دارد و مادّه را در جوهر و ذات خود محكوم و محدود مىداند)، در زمينهاى مىتواند قاطع و قانع كننده باشد كه بتوانيم مواد و عناصر متجانس و شايستۀ مقايسۀ اين دو سيستم فلسفى را كه در برداشت ويژۀ آنها از سازمان هستى نهفته است مورد عنايت و بررسى قرار دهيم.
و بنابراين ديدگاه و وجهۀ نظر، ضرورى است پژوهش تطبيقى خويش را پيرامون اين دو نظام فكرى و فلسفى بيآغازيم.