87پيامبر(ص)نيز به خود آن حضرت توسّل مىجستند.
سيره مسلمانان در زمان پيامبر(ص) و پس از آن، چنين بود كه به اولياى الهى و بندگان صالح خدا توسّل مىجستند، بىآنكه در ذهن كسى خطور كند كه اين، كار حرام، شرك يا بدعت است، بلكه توسّل به دعاى صالحان را راهى براى دستيابى به منزلت و شخصيت آنان مىدانستند و اگر دعاى يك انسان صالح اثرى داشت، به خاطر قداست و طهارت درون بود وگرنه دعايش مستجاب نمىشد. پس چه فرقى است ميان توسل به دعاى فرد صالح و توسّل به خود او كه اولى توحيد باشد و دومى شرك، يا راهى به سوى شرك؟ توسّل به قداست صالحان و معصومان و بندگان مخلص خدا، سيرهاى بود كه پيش از اسلام نيز وجود داشت و روايات تاريخى فراوانى گوياى اين حقيقت است، از جمله:
1 . عبدالمطلب، در دورانى كه حضرت محمد(ص)كوچك بود، با توسّل به وجود او از خداوند باران طلبيد. 1
2 . ابن عرفله نقل مىكند: به مكه رفتم، در حالى كه قريش در خشكسالى به سر مىبردند. قريش به ابوطالب گفتند: سرزمينها خشك است و خانوادهها دچار قحطىاند. بيا و باران بطلب. ابوطالب بيرون آمد در حالى كه همراهش نوجوانى بودپيامبر - كه چون خورشيد مىدرخشيد و اطراف او نيز نوجوانانى بودند. ابوطالب آن نوجوان را گرفت و پشت او را به كعبه چسباند و دست به دامن او شد، در حالى كه در آسمان ابرى نبود. ابرها از هر طرف روى آوردند و آن دشت پر از