81كند، مگر به اذن او.»
2. مٰا مِنْ شَفِيعٍ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ 1؛ «هيچ شفيعى نيست، مگر پس از اجازه او.»
3. لاٰ يَمْلِكُونَ الشَّفٰاعَةَ إِلاّٰ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمٰنِ عَهْداً 2؛«مالك شفاعت نيستند، مگر كسى كه نزد خداوند، عهد و پيمانى گرفته باشد.»
پس شفاعتِ مطلق، يعنى شفاعت بدون اذن خدا يا شفاعت بتها، مردود است و شفاعت ديگران كه خدا به آنان اذن داده و نزد پروردگار عهدى گرفتهاند، شفاعت مقبول است.
قرآن كريم، شفاعت بتها را كه عرب آنها را به دروغ مىپرستيدند رد مىكند و مىگويد: آنان كه از خود نمىتوانند دفاع كنند، چگونه مىتوانند در حق پرستندگانشان شفاعت كنند؟ هدف آيات نفى كننده شفاعت، شفاعت اينها و شفاعت مطلقى است كه اهل كتاب به آن معتقدند ولى شفاعت پذيرفته، شفاعت گروهى است از بندگان ويژه خدا كه با شرايط خاصّى شفاعتشان نزد خدا قبول مىشود. در روايات اسلامى نام شفيعان و شرايط شفاعت نسبت به شفاعت شوندگان آمده است.
سوم: محدوده شفاعت
شفاعت مطلق و بىقيد و شرط را يهود و نصارى و مشركان معتقد بودند، امّا شفاعتى كه قرآن آن را پذيرفته، شرايطى در شفيع، در شفاعت شده و در مورد شفاعت دارد.