72عبادت نيست. پس براى حل مشكل بايد ضابطهاى كلى براى عبادت بيان كرد، تا آن خضوعى كه نشان پرستش است، با كرنشهاى ديگر متمايز باشد.
به طور خلاصه عبادت با دو چيز تحقق پيدا مىكند:
1 . خضوع با بيان و عمل.
2 . اعتقاد به خدايى و پروردگارى آنكه در برابرش كرنش انجام مىگيرد و عقيده به اينكه سرنوشت كلّى يا جزئى كرنش كننده، اكنون يا در آينده، به دست اوست، چه اين اعتقاد درست باشد آنگونه كه درباره خداوند است، چه باطل باشد، مثل آنچه در پرستش غير خداست. پس اگر در خضوع، چنين اعتقادى نباشد، پرستش نيست.
موحدان خداپرست، خضوعشان ريشه در اين اعتقاد دارد كه خدا را آفريدگار جهان و انسان و مدبّر عالم مىشناسند، خدايى كه در دنيا و آخرت همه چيز در دست اوست و جز او هيچ آفريدگار، مدبّر و سررشتهدار امور بندگان در دنيا و آخرت نيست. امّا در دنيا، خلقت و تدبير و زنده كردن و ميراندن و فرستادن باران و فراوانى و قحطى و همه آنچه «پديده طبيعى» به شمار مىرود كار خداست، نه ديگرى كه هيچ تأثيرى در سرنوشت انسان ندارد. امّا در آخرت، شفاعت و آمرزش گناهان و اينگونه امور اخروى به دست خداى متعال است.
بنابراين، عبادت، كرنشى نشأت گرفته از اعتقاد به آفريدگارى و تدبير و سررشته دارى معبود نسبت به انسان در دنيا و آخرت است.
اين وضعيت يكتاپرستان است. امّا مشركان عصر رسالت و قبل و بعد از آن هم خضوعشان در برابر معبودهايشان از همين عقيده سر چشمه