293موحّدى كه مىخواهد تا نهايت مراتب بندگى را ابراز كند، براى خداى سبحان خضوع و سجود مىكند و پيشانى بر خاك و سنگ و سنگريزه مىنهد، تا با اين كار، خاكسارى و بىقدرى خود را اظهار كند؛ سجده كننده بر تربت، آن را نمىپرستد، بلكه با سجود بر آن در پيشگاه خدا كرنش مىكند و كسى كه اين را درك نكند كودن است و همه نمازگزاران را مشرك خواهد پنداشت و طبق اين نگاه، بايد آنكه بر فرش و پارچه و جز اينها سجده مىكند نيز عبادتگر اينها باشد. شگفتا!
2. سنت در سجود، در زمان پيامبر(ص) و پس از او
پيامبر اكرم(ص) و اصحاب او مدّتى طولانى بر زمين سجده مىكردند و سختى زمين ريگزار و غبار خاك و رطوبت گِل را سالها تحمّل مىكردند و آن روز كسى بر پارچه و گوشه عمامه يا بر حصير و بوريا سجده نكرد. نهايت كارى كه براى آزرده نشدن پيشانى مىكردند، آن بود كه با دستهايشان سنگريزهها را كمى خنك مىكردند، آنگاه پيشانى بر آن مىنهادند.
پس دو مرحله بر مسلمانان در آن زمان گذشته است:
1. مرحلهاى كه بر مسلمانان واجب بود تنها بر زمين، با انواع مختلفش سجده كنند، مثل خاك و رمل و حصير و گل و اجازهاى براى غير آن نبود.
2. مرحلهاى كه رخصت داده شد بر گياهان زمين مثل بوريا و حصير سجده كنند، به جهت آسانسازى و رفع مشقّت، و بيش از اين آنگونه