275قدمهايش را به اندازه سه انگشت باز از هم باز كرده و همه انگشتان پايش رو به قبله بود، با خشوع و فروتنى ايستاد و الله اكبر گفت، حمد را با ترتيل خواند، قل هو الله احد خواند، ايستاده به اندازه يك نفس صبر كرد، ايستاده الله اكبر گفت و به ركوع رفت، پنجه دست را روى زانوها نهاد، زانوها را به طرف عقب فشار داد، تا آنكه پشتش صاف شد به نحوى كه اگر قطره آب يا روغنى مىريختى به خاطر صافى پشت نمىريخت. گردنش را كشيده داشت، چشمانش را بست و سه بار با ترتيل سبحان الله گفت و پس از گفتنِ
«سبحان ربي العظيم وبحمده» ايستاد، چون آرام گرفت،
«سمع الله لمن حمده» گفت و پس از گفتنِ الله اكبر در حال ايستاده و بالا بردن دستها تا كنار صورت، به سجده رفت. پيش از زانوها دستانش را روى زمين نهاد و سه بار گفت:
«سبحان ربي الأعلى وبحمده» و جايى از بدن را بر جاى ديگر قرار نداد، سجدهاش بر هشت موضع بود: پيشانى، دو كف دست، دو سر زانو، دو انگشت ابهامِ پاها و بينى. هفت عضو واجب است و نهادن بينى بر زمين سنت است و نوعى خاكسارى است. سپس سر از سجده برداشت و كاملاً نشست و الله اكبر گفت.
سپس متمايل به طرف چپ نشست، روى پاى راست را بر كف پاى چپ نهاد و گفت:
«استغفرُ الله ربي واتوب اليه» ، سپس در حال نشسته تكبير گفت و به سجده دوم رفت و مثل سجده اول ذكر گفت و در ركوع و سجود از هيچ عضوى از بدنش كمك نگرفت و در سجده دستها را از بدن فاصله داده بود و ساعدش را بر زمين نگذاشت. دو ركعت اينگونه خواند. سپس فرمود: