172حيات خويش به آن مىانديشيد. از اين رو در آستانه وفاتش سپاه عظيمى به فرماندهى «اسامۀ بن زيد» تجهيز كرد و براى رويارويى با روميان اعزام نمود و هر كه را كه از آن تخلف كند لعن كرد.
نسبت به خطر دوم نيز كافى است بدانيم كه دشمن تندخويى بود كه نامه پيامبر(ص) را پاره كرد و به حاكم يمن نوشت كه رسول خدا(ص) را دستگير كرده، خودش يا سرش را براى وى بفرستد.
نسبت به خطر سوم بايد بدانيم كه گروه منافقان در مدينه پيوسته براى پيامبر(ص) مزاحمت ايجاد مىكردند و با توطئههاى گوناگون آن حضرت را مىآزردند و حركت رسولخدا(ص) را با مشكلات مواجه مىساختند.
با وجود اين مثلث خطرناك، آيا صحيح بود كه پيامبر اكرم(ص) امت اسلامى و دين اسلام را بدون يك رهبر معين به حال خود رها كند؟
پيامبر مىدانست كه رها كردن اين مجموعه بدون نصب پيشوايى معين، به پراكندگى و كشمكش قبيلهاى خواهد انجاميد و دشمنان از اين نزاع و اختلاف و كشمكش سود خواهند برد.
3. تعيين امام در احاديث پيامبر(ص)
پيامبر(ص) در موضوع «رهبرى» و «خلافت»، بارها روش «انتصاب» را پيش گرفته است، نه راه «انتخابات مردمى» را. اين موضوع از چند جهت قابل اثبات است: