170حنيف با تلاشى پيگير بتواند به طور كامل اين خلأ بزرگ را كه با رحلت پيامبر(ص) پيش مىآيد پر كند.
ساختار حكومت اسلامى پس از رحلت پيامبر(ص)
در شكل و ساختار حكومت و رهبرى پس از پيامبر(ص) ، دو نظريه و جهتگيرى ميان مسلمانان رواج دارد:
1. اين كه شكل حكومت، انتصابى است و امام پس از پيامبر(ص)، به فرمان خدا و از سوى پيامبر(ص) تعيين مىشود.
2. كار به دست مردم و انتخاب آنان سپرده مىشود، به يكى از شكلهايى كه گفته خواهد شد.
مصالح امت اسلامى در آن زمان، كدام يك از دو شيوه و نظريه فوق را اقتضا مىكرد؟
ساختار اول: تعيين امام از سوى پيامبر(ص)
مصلحت امت در آن زمان مىطلبيد كه امام و پيشوايى كه جانشين پيامبر(ص) شود، از زبان پيامبر و در حال حيات او تعيين شود و بدون آن امت در مخاطرات بزرگى مىافتاد. دلايل آن عبارت است از:
1. محال بودن رها كردن امت بدون پيشوا
عقل حكم مىكند وقتى يك انسان مصلح، از رهگذر سالها تلاش سخت و پيگير، بتواند يك طرح اجتماعى مخصوص به خود را به اجرا درآورد و راهى نو براى جامعه بشرى عرضه كند، بايد بينديشد كه به چه وسيلهاى مىتواند آن طرح را باقى بدارد و تضمينى براى استمرار، بلكه رشد و پيشرفت آن فراهم آورد؟