149آرى، بدعت به معناى لغوى كه شامل دين و غيردين مىشود خوب و بد دارد. هر چيز نوپديدى كه براى زندگى جوامع سودمند باشد، مثل عادتها و رسمها كه انجام مىشود، بدون نسبت دادن آن به دين، و ذاتاً هم حرام نباشد، بدعت خوبى است، يعنى كار تازه و سودمند براى جامعه است. مثل مراسم جشن ملى براى روز استقلال، يا تجمع براى ابراز تنفر از دشمنان، يا برگزارى جشن براى روز تولد يك قهرمان. پس هرچه كه خودش حلال باشد، مانعى نيست كه مردم بر محور آن هماهنگ شوند و آن را رسم و عادتى كنند كه در مناسبتها عمل شود. ولى آن چه حرام باشد، اگر رسم و عادت رايج شود، مثل حضور زنانِ بىحجاب و آرايش كرده در مجالس مردانه كه براى استقبال يا مهمانى برگزار مىشود، اين خودش ذاتاً حرام است نه به عنوان بدعت شرعى و دخالت در امور دين و تشريع برخلاف شرع، بلكه گناهى است كه رواج يافته، ولى نه به اسم دين و شريعت.
يك سرى امور اعتقادى يا احكام عملى است كه به بدعت بودن متهم مىشود، با آنكه در قرآن و حديث، چه به صورت خاصّ يا عام، اصل و ريشه دارد، براى روشن شدن مسأله، به اختصار به اين امور مىپردازيم و ريشههاى شرعى آن را هم ياد مىكنيم.
الف. تقيه هنگام ترس بر جان و مال
تقيه آن است كه مسلمان وقتى بر جان و مال و آبروى خويش بيمناك باشد، عقيده خود را پنهان دارد. اين امر مورد اتفاق همه مسلمانان است و از قرآن و سنت گرفته شده است.