150جواز تقيه، افزون بر دليل نقلى، بر مبناى عقل هم صحيح و لازم است، چون از سويى حفظ جان و مال و آبرو واجب است و از سوى ديگر اظهار عقيده و عمل بر طبق آن عقيده يك وظيفه دينى است. ليكن در صورت تعارض اين دو تكليف واجب، عقل حكم مىكند كه انسان وظيفه مهمتر را بر مهم مقدم بدارد.
تقيه سلاح ضعيفان در برابر زورمندان فاسق است، اگر تهديد و خطرى در كار نباشد، انسان عقيدهاش را پنهان نمىكند و برخلاف اعتقادش نيز عمل نمىكند. به تصريح قرآن كريم در ماجراى عمارياسر، كسى كه به دست كافران گرفتار شود، اشكالى ندارد كه كلام كفرآميز بر زبان جارى كند تا از چنگ آنان رها شود، در حالى كه قلبش پر از ايمان و اعتقاد صحيح است. 1
آيات تقيه هر چند در مورد تقيه از كافر است، ليكن ملاك آنكه حفظ جان و مال و آبرو در شرايط حساس و خطير است، مخصوص كافران نيست. پس اگر كسى عقيده خود را نزد مسلمانان آشكار كند يا طبق آن عمل كند و احتمال قوى دهد كه از سوى مسلمانان در معرض خطر قرار مىگيرد، حكم تقيه جارى است، يعنى مىتواند از مسلمانان هم تقيه كند، همان طور كه جايز بود از كفار تقيه كند.
تاريخ خلفاى اموى و عباسى پر از ظلم و خفقان و ستم و زور است، در آن دوران تنها شيعيان نبودند كه به سبب اظهار عقايدشان مطرود و محصور بودند، بلكه در موضوعِ «خلق قرآن» در دوران مأمون، بيشتر