118مثل «يطهرن» كه هم با تشديد خوانده شده است، هم بدون تشديد. اگر همه قرائتها به تواتر از پيامبر(ص) نقل شده باشد - كه هرگز چنين نيست - و اينكه پيامبر(ص)، قرآن را با همه اين قرائتها خوانده است، پس همه آنها قرآن و بدون تحريف خواهد بود.
با اين حال، قرآن از اين نوع تحريف هم مصون است، چون كه قرائت رايج در هر دوره يعنى قرائت عاصم از حفص كه به على(ع) متصل مىشود متواتر است و جز آن، اجتهادهاى نو پديدى است كه در روزگار پيامبر(ص) اثرى از آنها نبوده و به همين جهت متروك شده است.
3. تغيير كلمهاى به جاى كلمه مرادف آن: مثل آن كه به جاى «اُمْضُوا» در آيه 1، كلمه «اسرَعوا» بگذاريم.
4. تحريف در لهجه تعبير: لهجههاى قبايل مختلف در تلفظ حرف يا كلمه از نظر حركات و اداى آن مختلف بود. در زبانهاى ديگر نيز چنين است. اين نوع از تحريف در قرآن راه نيافته است، چون مسلمانان در زمان خليفه سوم برخى اختلافات را در تلفظ يا تغيير بعضى از كلمات بدون تغيير در معنى ديدند، تصميم گرفتند همه قرائتها و مصحفها را يكى كنند و غير از آن را از بين ببرند. در نتيجه تحريف به معناى ياد شده از بين رفت و همه بر لهجه قريش متفق شدند.
5. تحريف به افزودن: اجماع بر خلاف اين است. البته به ابن مسعود نسبت داده شده كه گفته است «معوّذتين» (سوره ناس و فلق)