119از قرآن نيستند. 1 به گروهى از خوارج نيز نسبت دادهاند كه منكر آن شدهاند كه سوره يوسف جزء قرآن باشد. 2 ولى هر دو نسبت ثابت نشده است.
6. تحريف به كاهش و افتادگى عمدى يا اشتباهى از قرآن: چه آن چه كم شده است يك حرف باشد، يا يك كلمه، يا يك جمله، يا يك آيه يا يك سوره.
ادعاى نقص در قرآن كريم را به صورتهايى كه ياد شد، عقل و نقل رد مىكند. اينك توضيح مطلب:
امتناع راهيابى تحريف به قرآن
قرآن كريم از نخستين روزى كه مسلمانان به آن ايمان آوردند، مورد توجه و نخستين مرجع آنان بوده است و به خواندن و حفظ كردن و نگاشتن و ضبط آن اهميت مىدادند. راهيابى تحريف به چنين كتابى ممكن نيست مگر با زور. نه امويان و نه عباسيان، آن قدرت را نداشتند، چون قرآن ميان قاريان و حافظان پخش شده بود و انتشار حتى يك نسخه در سطح وسيع، مىتوانست اين آروزى پليد را به صورت ناشدنى درآورد.
نكته ديگر اين است كه راهيابى تحريف به قرآن كريم، از زشتترين جرائمى است كه سكوت در برابر آن جايز نيست. اگر تحريفى صورت گرفته باشد، چگونه امير المؤمنين(ع) و ياران خاص او همچون سلمان، ابوذر، مقداد و ديگران سكوت كردهاند؟ در حالى كه مىبينيم آن