153
الف. توحيد
خدايى كه وهابيت و رهبران فكرى آن، به گمان خود پرچم توحيد او را برافراشتهاند، داراى جسم و جهت و قابل اشاره است و از اعضا و جوارح و دست و صورت برخوردار مىباشد و هم اكنون بر روى عرش استقرار يافته و در روز قيامت نيز با چشم سر ديده مىشود!!
بنيانگذار اين تجسيم و تشبيه در اصول اعتقادى، احمد بن حنبل است كه خدا را داراى جهت و بر روى عرش خود مستقر دانسته و انكار اين عقيده را در حد ارتداد معرفى مىكند. 1حتى فرزند او عبدالله بن احمد بن حنبل نيز به سندش از عمر بن خطاب نقل مىكند: «هر گاه خداوند بر كرسى خود مىنشيند، صدايى همانند صداى زين شتر هنگام سوار شدن شخص سنگين بر آن شنيده مىشود!!!» 2ابن تيميه نيز مىگويد: «بسيارى از اهل اسلام درباره خالق معتقدند: او جسمى است كه شبيه ساير اجسام نيست و حنابله و تابعين آنها بر اين اعتقادند.» 3ابن تيميه در كتاب الفتاوى مىگويد: «آنچه كه در قرآن و سنت ثابت شده و اجماع و اتفاق پيشينيان بر آن است، حق مىباشد. حال اگر از اين امر لازم آيد كه خداوند متصف به جسم بودن شود، اشكالى ندارد؛ زيرا لازمه حق نيز حق است.» 4ابن تيميه تصريح مىكند: اكثر اهل سنت بر اثبات رؤيت خدا اتفاق دارند و اجماع گذشتگان بر آن است كه ذات احديت را در آخرت مىتوان با چشم ديد
ولى در دنيا نمىتوان ديد، ولى درباره پيامبر(ص) اختلاف است كه آيا او، خدا را