149مىنمود، 1 آشنا شد. 2به هر حال پسر عبدالوهاب در شهر بصره، مخالفت خود را با بسيارى از عقايد و اعمال مذهبى مردم آشكار ساخت. اين اقدام باعث گرديد مردم حضور وى در شهر را برنتافته، او را از ديار خود برانند.
پس از رانده شدن از بصره، عدهاى از تاريخنگاران از سفر وى به ايران به ويژه از اقامت طولانى وى در اصفهان و شيراز گزارشهايى ارائه نمودهاند. 3 مستر همفر نيز كه در خاطرات خود به اين سفر اشاره نموده است، مدعى است كه سفر به ايران به توصيه وى صورت پذيرفته است. 4برخى پس از اخراج از بصره، ورود او را به شهر «زبير» گزارش نمودهاند كه پس از آن به شهر «احسا» رهسپار گرديد و به سال 1139 قمرى به شهر حريمله كه بهتازگى پدرش بدان منتقل شده بود، عزيمت كرد و تحصيلات دينى خود را نزد پدر پى گرفت؛ در طى اين دوران كه او افكار خود را ابراز مىداشت، هماره ميان او و پدر و اساتيد ديگرش، نزاع و جدال جريان داشت؛ زيرا وى بر انكار عقايد و اعمال مذهبى مردم اصرار داشت و پافشارى مىنمود! و آنان بطلان نظريات وى را با استدلال، براى مردمان بازگو مىنمودند، به همين روى، كارى از پيش نبرد.