147و بدون اطلاع مردمان او را در همان مكان غسل دادند و به خاك سپردند. 1حنبليان به تدريج از ميان رفتند تا آن كه در اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم « ابن تيميه » 2 و سپس شاگردش « ابن قيم جوزيه » 3، آرا و نظريات بربهارى را احيا كردند و مجدداً عقايد اهل حديث را با شدت بيشترى ترويج دادند.
ابن تيميه همچون پيشينيان خود با جمود بر ظواهر متون دينى در مورد صفات خداوند، تجسمگرايانه سخن مىگفت. به همين جهت با مخالفت سختى از سوى ديگر عالمان مسلمان مواجه گرديد و در جلسهاى در حضور علما و پس از شنيدن استدلال ايشان، حرف خود را پس گرفت و توبه نمود. ولى پس از چندى، رأى فقهى او كه زيارت را امرى ناپسند اعلام كرد، بار ديگر خشم همگان را برانگيخت و به دليل مخالفت عمومى و شكايت فرقههاى مختلف اسلامى، به دستور ملك ناصر به زندان افتاد. به گفته ابن الردى: «ابن تيميه به جهت قول به تجسيم زندانى شد.» 4 وى در زندان از دنيا رفت. 5پس از درگذشت وى، بار دگر نهضت سلفىگرايى و رأى و انديشه حنبليان رو به افول گذاشت تا آن كه در قرن دوازدهم هجرى محمد بن عبد الوهاب با بنيان نهادن آيين بدعتآميز « وهابيت »، آن افكار را احيا نموده، شدت بخشيد و تحقق آن در جامعه عربستان را پى گرفت و با شدت عمل، زمينه تشكيل دولت وهابى - سعودى را فراهم ساخت و با بستن پيمانى با امير درعيه محمد بن سعود