26على خاتم اوصياست، آن سان كه حضرت محمد خاتم پيامبران است و عثمان حق اين وصىّ را غصب كرده و در حق او ستم نموده است، پس بايد با او مبارزه كرد تا حق به حقدار برسد. گروههايى از مسلمانان به او گرويدند كه از صحابۀ بزرگوار يا تابعين شايسته بودند، مثل ابوذر، عمار ياسر، محمد بن حذيفه، عبدالرحمن بن عديس، محمد بن ابى بكر، صعصعة بن صوحان، مالك اشتر و مسلمانان نيكو وشايستۀ ديگر. پيروان او مردم را بر ضدّ حاكمان مىشوراندند ونامههايى در نكوهش از فرمانروايان نوشته به شهرهاى ديگر مىفرستادند. در نتيجه، عدهاى از مسلمانان با تحريك آنان قيام كردند و به مدينه آمدند و عثمان را در خانهاش محاصره كرده و كشتند. مسلمانان با على عليه السلام بيعت كردند، طلحه و زبير بيعت را شكسته به بصره رفتند.» 1
داستان پيروان عبداللّٰه بن سبا، بر اساس آنچه طبرى در حوادث سال 30 - 36 هجرى نوشته، تا اينجا به پايان مىرسد. تاريخنگاران و مقاله نويسان بعدى آن را به عنوان يك حقيقت پذيرفته و نقل كردهاند و همۀ افكار و نظريهها را بر اين پايه نهادهاند و در طول قرنها و نسلها در گمان اينان، شيعه زاييدۀ پيروان عبداللّٰه بن سبا به شمار آمده است.
خاورشناسانى كه طفيلى سر سفرۀ مسلماناناند در بررسىهاى خود همين فرضيۀ نادرست را پيروى كردهاند.
نظر محقّقان دربارۀ اين فرضيه
1 . داستانى را كه طبرى آورده است، با چشم پوشى از ناشناختههايى