221بعضى «وارجُلِكُم» را با اعرابِ جرّ خواندهاند كه عطف به «رؤوس» باشد و مقتضاى آن وجوب مسح پاهاست. بعضى با فتحۀ لام خواندهاند كه عطف به «وجوهَكم» باشد كه مسلتزم شستن آنهاست. اين وجه درست نيست. يك عرب زبان اگر بدون پيشداورى و سابقۀ ذهنى آيه را بخواند، «ارجُل» را عطف به «رؤوس» مىداند، چه به فتحه بخواند چه به كسره و اصلاً عطف به «وجوه» به ذهنش خطور نمىكند تا منشأ اختلاف باشد.
اگر اين آيه را به يك عرب زبان دور از اين فضاهاى فقهى و اختلافات مسلمين در كيفيت وضو عرضه كنيم و از او بخواهيم آنچه را مىفهمد بازگو كند، به روشنى خواهد گفت: آيه دو جمله دارد كه در آنها دو حكم به صراحت بيان شده است: يكى شستن صورت و دستها تا آرنج، ديگرى مسح سر و پاها. يعنى حكم صورت و دست يكى است و حكم سر و پاها هم يكى و تفكيك حكم سر از پاها نهتنها محتمل نيست، بلكه خلاف ظاهر آيه است.
2- تمسّك به رواياتِ نسخ شدۀ شستن
از تعدادى روايات بر مىآيد كه شستن پاها سنتى بوده كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مدتى از عمر شريفش به آن دستور داده بود و پس از نزول سورۀ مائده كه در آن آيۀ وضو و دستور مسح پاها به جاى شستن آمده است، پس از مدتّى بعضى از كسانى كه ناسخ را از منسوخ نمىشناختند به آيۀ منسوخ عمل كردند و اختلاف پديد آوردند، غافل از آنكه در اين مورد بايد به قرآن و به آيهاى كه ناسخ سنت است عمل كند.
ابن جرير از انس نقل كرده است: قرآن بر مسح نازل شده و سنت بر