123هميشگى امّتش و ادارۀ آنان و شكل حكومت پس از خودش فكر و برنامهاى داشت و آن را بيان كرد، چرا كه معقول نيست اين پيامبر فرزانه، پايههاى يك شريعت و آيين جاودانه را بنا نهد، ولى طرحى قوى براى شكل رهبرى پس از خود كه ضامن بقاى آن آيين باشد، نداشته باشد.
پيامبرى كه براى بيان كوچكترين مسأله كه براى سعادت بشر مورد نياز است، كوتاهى نكرد، چگونه ممكن است در زمينۀ رهبرى جامعۀ اسلامى و ساختار و چگونگى آن ساكت باشد و جامعۀ اسلامى را سرگردان به حال خود رها كند، به گونهاى كه تكليف خود را ندانند؟
2. امت اسلامى و خطر سهجانبه
مراجعه به تاريخ و درك شرايطى كه در زمان رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله بر منطقه و جهان حاكم بود و دقت در شرايط پيش از رحلت، به روشنى انتصابى بودن منصب امامت را ثابت مىكند، زيرا سه خطر مهم موجوديت اسلام را تهديد مىكرد:
1. امپراتورى روم،
2. امپراتورى ايران
3. منافقين داخلى.
نسبت به خطر اول پيامبر خدا صلى الله عليه و آله همواره حتى تا آخرين لحظۀ حيات خويش به آن مىانديشيد. از اين رو در آستانۀ وفاتش سپاه عظيمى به فرماندهى «اسامة بن زيد» تجهيز كرد و براى رويارويى با روميان اعزام نمود و هر كه را كه از آن تخلف كند لعن كرد.
نسبت به خطر دوم نيز كافى است بدانيم كه دشمن تندخويى بود كه