1002. كم و زيادى در حركت و حرف، با حفظ و مصونيت اصل قرآن.
مثل «يطهرن» كه هم با تشديد خوانده شده است، هم بدون تشديد. اگر همۀ قرائتها به تواتر از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده باشد - كه هرگز چنين نيست - و اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله ، قرآن را با همۀ اين قرائتها خوانده است، پس همۀ آنها قرآن و بدون تحريف خواهد بود.
با اين حال، قرآن از اين نوع تحريف هم مصون است، چون كه قرائت رايج در هر دوره يعنى قرائت عاصم از حفص كه به على عليه السلام متصل مىشود متواتر است و جز آن، اجتهادهاى نو پديدى است كه در روزگار پيامبر صلى الله عليه و آله اثرى از آنها نبوده و به همين جهت متروك شده است.
3. تغيير كلمهاى به جاى كلمۀ مرادف آن: مثل آن كه به جاى «اُمْضُوا» در آيه 1، كلمۀ «اسرعوا» بگذاريم.
4. تحريف در لهجۀ تعبير: لهجههاى قبايل مختلف در تلفظ حرف يا كلمه از نظر حركات و اداى آن مختلف بود. در زبانهاى ديگر نيز چنين است. برخى از قاريان طبق همان لهجهها «سعى » را «سعى » مىخواندند.
اين نوع از تحريف در قرآن راه نيافته است، چون مسلمانان در زمان خليفۀ سوم برخى اختلافات را در تلفظ يا تغيير بعضى از كلمات بدون تغيير در معنى ديدند، تصميم گرفتند همۀ قرائتها و مصحفها را يكى كنند و غير از آن را از بين ببرند. در نتيجه تحريف به معناى ياد شده از بين رفت و همه بر لهجۀ قريش متفق شدند.
5. تحريف به افزودن: اجماع بر خلاف اين است. البته به ابنمسعود