90بوصوله إلي العدوّ؛ والزلوق هو الّذي يزلق عنه السلاح؛ والسبوغ: التمام؛ و السحاب سمّي به لانسحابه في الهواء؛ والعقاب العَلَم الضّخم؛ و الدُلدُل من دلدلت أي اضطربَت فلعلّها سُمّيت لقلّة سكونها؛ والابلية منسوبة الي أبلة قرية بالشام؛ و المحذوفة، المقطوعة الذنب؛ و قوله تقدم إلينا اي أوصانا؛ و يعفورا للونه من العفرة - كيخضور و أخضر - و هو لون أبيض يعلوه حمرة؛ و العضبآء المشقوقة الاذن؛ و القصواء المقطوعة بعض الاذن؛ والتور سبة الاجانة؛ و سميت الرّكوة بالصادر لانّه يصدر عنها بالري؛ والمِقراض بجمع ما يراد قرضه به فلك من جودته؛ و هذه كلّها من صفات مُسمّياتها؛ و المُرتجز فرس اشتراه رسول الله صلّى الله عليه وآله من أعرابي من بنيمرّة فجحده فشهد له خُزَيمة بن ثابت و كان يحبه و هذا الذي منع أن يركب عليه بعد وفات النّبي صلّى الله عليه وآله إلي وصيّه أمير المؤمنين عليه السلام.
مفهوم اين خبر آن است كه عبداللّه عباس گفت كه: از اخلاق و سيرت پيغمبر صلّى الله عليه وآله آن بود كه سلاح خود را و چهارپايان خود را و متاع خود را، هر يك را نامى نهاده بود؛ و پيغمبر صلّى الله عليه وآله را چهار شمشير بود: يكى را نام مخذم، و مخذم شمشيري بود كه زود بِبُرّد، و يكى را نام رسوب بود و رسوب شمشيرى بود كه به زخمگاه دور فرو شود. اين هر دو شمشير را زيد خيل طائى به هديه به پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرستاده بود، و پيغمبر صلّى الله عليه وآله وى را زيد خير نام نهاد؛ و يكى را نام قضيب بود و آن شمشيرى باريك بود؛ و يكى را نام ذوالفقار بود، و از براى آن وى را ذوالفقار مىگفتند كه گوديهاى كوچك خوب و نيكو در آنجا بودند، و مىگويند كهبر يك طرف او نوشته شده بود: نصرٌ مِنَ الله و فَتحٌ قَريب، و بر طرف ديگر آن كلمات نوشته كه مفهومش اين است كه در بددلى [بزدلى] عيب است، و در پيش رفتن و با دشمن جنگ كردن مكرمت و بزرگى است، و هر [43] كه از جنگ بگريزد از قضا و قدر نجات نيابد، و اين ذوالفقار روز جنگ بدر به پيغمبر صلّى الله عليه وآله رسيد و از آنِ عاص بن مُنبّه بود [و در جنگ