247گشتند، و حال ايشان چون حال اهل ردّه بود پيش خصم كه بر ابوبكر خروج كردند و مرتدّ شدند. هذا مثله كيلاً بكيل و رِدّة بِرِدّة.
معمّا به صورت على اولىَتر به چند وجه. اوّل آن كه علىّ معصوم بود. دوّم: على به آيه مباهله، نفْس رسول بود. سيّم كه رسول گفت: يا على! حربُك حربى، ومحارب رسول كافر. پس محارب على نيز كافر مىباشد. چهارم كه ابوبكر اختيار خلق بود، و على اختيار خالق، و اختيار رسول عالميان؛ و پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرمود: إنّي لأخشي أن تَخرج واحدة من نسائي على وصيّي من بعدى فتقاتله فيظفر بها و يأسرها و يحسن أسرها، يعنى: به درستى كه من مىترسم كه يكى از زنان من خروج كند، و بر روى وصىّ من بيرون آيد بعد از من، و با وصىّ من قتال كند، و وصىّ من بر وى ظفر يابد، و وى را به اسيرى بگيرد، واسير گرقتنى نيكو گيرد.
پس اين خبر در ميان زنان رسول فاش شد. جمله جمع شدند و پيش رسول آمدند كه دعا كن تا ما از آن جمله نباشيم كه بر وصىّ تو خروج كنيم. رسول صلى الله عليه و آله گفت: اوصيكنّ بتقوي الله و لاتركبنّ الجمل بعدي «وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لاٰ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجٰاهِلِيَّةِ الْأُولىٰ » (احزاب:33)، يعنى: وصيّت مىكنم شما را به تقوا و تَرس كارى از درگاه خداوند كه بعد از من بر شتر منشينيد، و در خانههاى خود قرار گيريد، و خود را آرايش مدهيد همچنان كه در جاهليّت كردند. پس گفت: به حقّ آن خدا كه مرا به حقّ براى خلق فرستاد كه مرا جبرئيل خبر كرد كه: إنّ أصحاب الجمل ملعونون على لسان كلّ نبيٍّ بعثَهُ الله قبلي « وَ قَدْ خٰابَ مَنِ افْتَرىٰ » (ط-ه:61) و كذلك قال رسول الله:
مَنْ لَقِيَ اللَّهَ [عَزَّ وَ جَلَّ] وَ فِي قَلْبِهِ بُغْض لعَلِيِّ بْنِ أبِي طَالِبٍ لَقِيَ اللَّهَ وَ هُوَ يَهُودِيٌّ [بحار: 261/39] يعنى: به درستى كه اصحاب جمل در لعنتاند بر زبان هر پيغمبرى كه خدا وى را فرستاده است پيش ازمن، و به حقيقت كه بىبهره است و نااميد است آن كه دروغ بربافت؛ وهمچنين رسول خدا فرمود كه: هر كه به درگاه خدا آيد، و در دل او دشمنى علىّ بن ابى طالب بود، چون پيش