240رسول خبر چنين گويد؛ و ابوبكر گفت: إنّ لى شيطاناً يَعتريني. كسى را كه شيطان مُصاحب وى باشد، پس او چگونه بهشتى مىباشد؛ و به زعم خصم، مؤمنى على ثابت شد، و نافى مسلّم نيست، و دليل بر كذب حديث، قول صاحب فتوح، ابن عثم كوفى ناصبى كه وى گفت: عمر به عبداللّه گفت در نزع جان كندن: يا بنىّ! لو أنّك رأيت غدا أباك يقاد إلى النار أما تفديه [فتوح: 329/2) ، يعنى: اگر تو پدر خود را بينى كه وى را مىبرند و مىكشند به دوزخ، تو وى را باز مىخرى يا نه؟ پس اگر وى بهشتى مىبود اين استعانت [129] نمىكرد از عبداللّه.
و در مصابيح آمده كه: قال رسول الله:
فاطمة بَضعةٌ منّي فمن أغضبها أغضَبَني،
يعنى: پيغمبر صلّى الله عليه و آله فرمود كه: فاطمه پارهاى از اندام من است. هر كه او را به خشم آورد مرا به خشم آورده باشد؛ و به اتّفاق ابوبكر وعمر و عثمان فدك را از فاطمه باز گرفتند و وى را برنجانيدند، پس رسول بدين سبب از ايشان رنجيده است، و از رنج رسول، خداى تعالى رنجيده؛ وقال اللّه تعالى:
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ فِي الدُّنْيٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذٰاباً مُهِيناً
(احزاب:57) يعنى: خداى تعالى فرمود كه: به درستى آن كسانى كه مىرنجانند خدا را و رسول خدا را، لعنت مىكند خداى تعالى بديشان در دنيا و آخرت، و بنهاده است از براى ايشان عذابى خوار كننده؛ و رسول صلّى الله عليه وآله شمشير خويشتن را به عمر و ابوبكر داد و به قتل مُبدعى و خارجى فرستاد ابا و امتناع كردند و تعلّل نمودند كه وى نماز مىكند يا قرآن مىخواند، ردّ برصاحب شرع، اگر رسول دانستى كه قتل وى حرام است خود نفرمودى؛ و قالاللّه تعالى: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذٰا دَعٰاكُمْ (انفال:24) يعنى: حق تعالى فرمود: اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد، اجابت كنيد خدا را و رسول خدا را چون شما را بخواند؛ و هم حق تعالى فرمود كه: هر كه عصيان خدا و رسول خدا كند و فرمان ايشان نبرد، به درستى كه او را باشد آتش دوزخ جاودان.