184مىكند. چون رسول وى را به خلّت نگرفت مگر كه وى بر دين رسول نبوده است، چگونه شايد كه رسول، امّت را فرمايد كه مؤمنان را به خلّت اختيار كنيد و وى ابوبكر را به خلّت اختيار نكند؟ يا خبر مُفترى است و دروغ، يا ابوبكر مؤمن نبود. شعر:
هما محلان ما للناس غيرهما فاختر لنفسك ماذا أنت مختار
يعنى: ايشان دو جايند كه نيست مردم را جز از ايشان. پس تو از براى نفس اختيار كن آنچه اختيار مىكنى.
و فيه عن أنس: أنّ رجلاً قال: يا رسول الله! مَتَي الساعة: فقال: ويلك ما أعددتَ لها؟ قال: ما أعددتُ لها شيئا إلاّ أنّي احِبّ الله ورسوله، قال: أنتَ مَعَ مَن أحببت [بحار: 85/27].
و فيه عن ابن مسعود قال: جاء رجل إلى رسول الله فقال: يا رسول الله! كيف تقول في رجلٍ أحبّ قومًا و لم يلحق بهم؟ قال: المرءُ مَعَ مَن أحب.
يعنى: در اين كتاب است روايت از انس كه وى گفت: مردى پيش رسول صلّى الله عليه وآله آمد و گفت: يا رسول اللّه! قيامت كى خواهد بود؟ پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرمود: واى بر تو! چه چيز به دست نهاده [اى] از براى آن روز؟ گفت: هيچ چيز به دست ننهادهام از براى آن روز الاّ آن است كه من دوست مىدارم خدا و رسول وى را. پيغمبر گفت: تو با آنى كه وى را دوست مىدارى؛ وروايت است از ابن مسعود كه وى گفت: مردى پيش رسول خدا آمد و گفت: يا رسول اللّه! چه مىگويى در مردى كه قومى را دوست مىدارد و بديشان در نمىرسد؟ پيغمبر فرمود: مرد با آن است كه وى را دوست دارد.
خلّت و محبّت از اسماى مترادفهاند؛ و لا فرق بينهما فى المعنى؛ قال الله تعالي: إِنَّكَ لاٰ تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ (قصص:56) يعنى: حق تعالى فرمود: به درستى كه تو هدايت نكنىآن كس را كه دوست دارى.
مخالف مىگويد كه: مَن أحببت ابو طالب بود؛ و از اينجا كذب حديث لازم مىآيد؛ و به زعم خصم، ابو طالب كافر بود و رسول وى را به محبّت اختيار