183
الخبر الثالث عشر:
روايت مىكنند كه رسول صلّى الله عليه وآله: گفت:
لو كنتُ مُتّخذا خليلاً لاتّخذت أبابكرخليلا لكنّه أخى و صاحبي [مسند احمد: 439/1].
و عن أبي أيّوب عن الرّسول صلّى الله عليه وآله: لو كنت مُتّخذا خليلاً لاتّخذت أبابكر خليلا ولكن اخوة الإسلام أفضل [بخارى: 120/1].
يعنى: اگر من كسى را به دوستى گرفتمى ابوبكر را به دوستى گرفتمى، ولكن او برادر من است و صاحب من؛ و از ابو ايّوب روايت است كه رسول صلّى الله عليه وآله گفت: اگر من كسى را دوست گرفتمى ابوبكر را دوست گرفتمى، و لكن برادرى اسلام فاضلتر است.
الاشكال عليه:
به زعم خصم، ابوبكر دوست رسول نبود؛ و ابوبكر ابنمردويه اصفهانى از جمله سلطان المحدّثين اصفهان است، در كتاب مناقب خويش ايراد كرد، و صاحب جامع العلوم القرشى تلميذ او هم از وى نقل كرد. روايت كردهاند: [95] عن النّبيّ عليه السلام أنّه قال:
اللَّهُمَّ فَرِّجْ هَمِّي وَ بَرِّدْ كَبِدِي بِخَلِيلِي عَلِيِّ بْنِ أبِي طَالِب [بحار: 64/30] في حديث طويل، يعنى: پيغمبر عليه السلام فرمود كه: بار خدايا! غم و اندوه من بردار و جگر من خنك گردان به دوست من علىّ بن ابى طالب، در حديثى دراز كه مروى است. و اين نصّ است در محلّ نزاع. لاشك كه خدمتكار، خدمتكار باشد نه دوست خود. نشايد كه رسول معصوم، ابوبكر التّائب من الشّرك را به خلّت اختيار كند، امّا علىّ معصوم بود، و الطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ (نور:26) يعنى: زنان پاك مر مردان پاك را، و مردان پاك مر زنان پاك را.
و در كتاب مصابيح آمده كه ابوهريره گفت: عن النّبىّ عليه السلام أنّه قال: المرءُ على دينِ خَليلِه فليَنظُر أحدُكم مَن يخالل، يعنى: پيغمبر فرمود كه: مرد بر دين دوست خود بود. پس بايد كه بنگرد هر يك از شما كه دوستى با كه